تحول مفهوم سنجش ناپذیری نزد تامس کوهن و مقایسهپذیری نظریههای علمی رقیب
|
|
|
|
|
نویسنده
|
اکرمی موسی ,باقری اصل مهدی
|
منبع
|
شناخت - 1388 - شماره : 61/1 - صفحه:7 -38
|
چکیده
|
سنجش ناپذیری مفهومی است که با کسانی چون تامس کوهن و پل فایرابند وارد ادبیاتِ فلسفه ی علم معاصر شد. در این میان تعابیر کوهن از این مفهوم از اهمیت بیشتری برخوردارند. بحث در باب این موضوع، با مباحث معناشناسی و روش-شناسی پیوند دارد، و مبحثی چون امکان ترجمه میان زبان ها را پیش میکشد. مروری بر آثار کوهن نشان می دهد که او طی چند دهه تعابیر متفاوتی از مفهوم سنجش ناپذیری میان نظریه های علمی را ارایه داده است، حال آن که غالباً او را با ایستار اولیه اش می شناسند؛ ایستاری حداکثری که سنجش پذیری پارادایمها و کلان-نظریه های علمی را رد می کند. این ایستارچالشهای بسیاری را در فلسفه ی علم معاصر برانگیخته است. برخی از پژوهشگران بر این باورند که کوهن به مرور از ایستار افراطی اولیه اش فاصله گرفته و در ایستارهای متاخرترش گونه ای مقایسه پذیری در میان پارادایمها و نظریه های علمی را به رسمیت شناخته است. در این مقاله با نگاهی به آثار گوناگون کوهن و با تکیه بر رویکرد هوارد سنکی، طبقه بندی جامعی از جنبه ها و شکل های گوناگون سنجش ناپذیری ارایه میگردد، و سیر تحول تعابیر گوناگون این مفهوم نزد کوهن بررسی و نشان داده میشود که او در ایستارهای متاخرش سنجش ناپذیری را صرفاً به ترجمهناپذیری میان برخی از اصطلاحات انواع طبیعی محدود کرده است. این امر نشان میدهد که علم تجربی و روند گزینش در میان نظریه های علمی عقلانی است و امکان مقایسه ی نظریه های علمی رقیب فراهم است.
|
کلیدواژه
|
سنجش ناپذیری معناشناختی ,سنجش ناپذیری روش شناختی ,ترجمه ناپذیری ,کل گرایی موضعی
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران, ایران
|
|
|
|
|
|
|