جامعهشناسی در مواجهه با علوم شناختی؛ تاملی میانرشتهای
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
اردبیلی لیلا
|
|
منبع
|
مطالعات ميان رشته اي در علوم انساني - 1403 - دوره : 17 - شماره : 1 - صفحه:5 -36
|
|
چکیده
|
امروزه با ظهور حوزههای جدید علم لزوم بازنگری آثار کلاسیک و بهروزکردن نظریههای مطرح در صورتهای کلاسیک علم و ایجاد یک حوزه میانرشتهای از هر زمان دیگر ضروریتر است. یکی از این عرصههای نوظهور، علوم شناختی است که با نظریهها و مفاهیم تاملبرانگیزی که در زمینه مطالعات ذهن/شناخت مطرح کرده است، هر علمی که به موضوع ذهن و چرایی و چگونگی رفتار و عمل انسانها علاقمند است را وادار میکند تا با دستاوردهای آن موضعی اتخاذ کند. از جمله این علوم، علوم اجتماعی بهطور کل و جامعه/انسانشناسی بهطور خاص است که در چند دهه اخیر اندیشمندان آن تلاش کردهاند تا با بازنگری مفاهیم اساسی و نظریههای خود در آیینه دستاوردهای علوم شناختی، بهخصوص روانشناسی و عصبشناسی شناختی، طرح حوزه میانرشتهای جدیدی با عنوان جامعهشناسی شناختی را دربیندازند. البته مانند برخی علوم تازه تاسیسی که ریشه در آرای کلاسیکها و چشم به دستاوردهای علوم جدیده دارد، گفتمانهای متداول در جامعهشناسی شناختی نیز دچار کشمکشهایی از درون هستند. این مقاله سعی دارد تا با روشی تحلیلی-توصیفی نگاهی به تاریخچه رویکردها و سنتهای این علم نوخاسته بیندازد و با شناسایی و معرفی گفتمانهای مطرح در آن و مشخص کردن تنشهای میان این گفتمانها نشان دهد که چگونه میتوان با پیش گرفتن مسیری میانه در بین دو خوانش تقلیلگرا و انزواگرا از رابطه بین فرهنگ و شناخت امکان گفتوگوی موثر و همافزای جامعهشناسی و علوم شناختی را زیر عنوان جامعهشناسی شناختی فراهم آورد.
|
|
کلیدواژه
|
تنش بینگفتمانی، جامعهشناسی شناختی، رابطه فرهنگ و شناخت، علوم شناختی
|
|
آدرس
|
پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی, گروه مطالعات علم و فناوری, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
leila.ardebili1361@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|