|
|
|
|
نقد غزل طنز «خودسانسوری» ابوالفضل زرویی نصرآباد با رویکرد نشانهشناسی ریفاتر
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
طایفی شیرزاد ,قدیمی صابر
|
|
منبع
|
مطالعات زباني و بلاغي - 1404 - دوره : 16 - شماره : 41 - صفحه:1 -28
|
|
چکیده
|
ابوالفضل زرویی نصرآباد، طنزپرداز معاصر، با آثار خود کوشیده است ضمن بازتاب و نقد مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، مخاطب را به تامل و آگاهی اجتماعی بیشتر سوق دهد. این جستار به روش تحلیل کیفی و با بهره گیری از نظریۀ نشانهشناسی مایکل ریفاتر، به نقد غزل طنزی از زرویی نصرآباد پرداخته و رویکرد او را در فهم عمق معانی و دلالتهای نهفته در طنز او نشان داده است. ضمن اینکه کوشش کرده ایم از خوانشهای اکتشافی و پسکنشانه به ساختارهای معنایی و مفهومی غزل خودسانسوری دست یابیم. تحلیلهای انجامشده از انباشتها و منظومههای توصیفی در این اثر طنز زرویی نصرآباد نشان میدهد که او با بهره گیری از زبان طنز، مسائلی همچون بیعدالتی، فقر، تبعیض و ریاکاری را نقد کرده است. سه منظومۀ توصیفی اصلی، حول «فرد دردمند»، «ظالم قلدر» و «عدالت» شکل گرفته و از طریق عناصر زبانی، به هم پیوند خوردهاند. این ساختار به زرویی نصرآباد اجازه داده است تا بهگونهای نظاممند، ناهنجاریهای اجتماعی و اقتصادی جامعه را منعکس کند. ماتریس اصلی (غزل طنز خودسانسوری)، یعنی ضرورت بیان نقد طنزآمیز برای کاهش بیعدالتی و یاس اجتماعی، بیانگر دیدگاه انتقادی او است که از طنز بهعنوان ابزاری برای بیان اعتراض و آگاهیبخشی اجتماعی استفاده کرده است. تمهیدات طنزآمیز در این غزل منجر به تعمیق انتقادات و تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب میشود و طنز او را به ابزاری برای اصلاح اجتماعی تبدیل میکند.
|
|
کلیدواژه
|
ابوالفضل زرویی نصرآباد، غزل طنز خودسانسوری، نشانهشناسی طنز، نشانهشناسی ریفاتر
|
|
آدرس
|
دانشگاه علّامه طباطبائی, ایران. , دانشگاه علّامه طباطبائی, ایران.
|
|
پست الکترونیکی
|
saberghadimi@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
an analysis of abolfazl zarūyi nasrābād’s satirical ghazal self-censorship based on michael riffaterre’s semiotic theory
|
|
|
|
|
Authors
|
tayefi shirzad ,ghadimi saber
|
|
Abstract
|
abolfazl zarūyi nasrābād, a contemporary satirist, endeavors to mirror and critique social, cultural, and political issues in his works while fostering deeper public awareness. this qualitative research, utilizing michael riffaterre’s semiotic theory, analyzes zarūyi nasrābād’s satirical ghazal to explore his approach to uncovering hidden meanings in this text. through heuristic and retroactive readings, the study identifies semantic and conceptual structures in the ghazal self-censorship. the analysis reveals that zarūyi nasrābād critiques issues such as injustice, poverty, discrimination, and hypocrisy using satire. three interrelated descriptive systems—the suffering individual, the tyrannical oppressor, and social justice—are connected through linguistic elements, enabling a systematic reflection of socio-economic anomalies. the core matrix of self-censorship, i.e. the necessity of satirical critique to reduce injustice and social despair, underscores zarūyi nasrābād’s critical perspective, for which he employs satire as a means of expressing protest and raising social awakening. the use of satirical devices deepens critiques, enhances audience engagement, and ultimately transforms satire into an instrument of social reform.
|
|
Keywords
|
abolfazl zarūyi nasrābād ,michael riffaterre’s semiotics ,satirical ghazal ,self-censorship ,semiotics of satire
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|