|
|
واکاوی ابزارهای انسجامبخش در بوستان سعدی و تاثیر زیباییشناختی آن در چارچوب نظریه نقشگرای نظام مند هلیدی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
آزاد امید
|
منبع
|
مطالعات زباني و بلاغي - 1403 - دوره : 15 - شماره : 38 - صفحه:273 -302
|
چکیده
|
نظریۀ انسجام هلیدی از نظریه های مهم زبانشناسی نقش گرا است که بهصورت گسترده، در تحلیل متون مختلف ادبی به کار گماشته شده است. در این نظریه، ارتباط معنایی، دستوری، لفظی و منطقی موجب شکل گیری انسجام در متن گشته و انسجام متن، به زیرمقوله های کلان دستوری، واژگانی و پیوندی طبقه بندی می شود. انسجام دستوری، شامل عواملی همچون ارجاع، جانشینی و حذف است؛ درحالیکه دو زیر مقولۀ کلان بازآیی و باهم آیی، شکل دهندۀ انسجام واژگانی هستند. هنر کلامی شیخ اجل به گونه ای است که نه معنا را فدای لفظ می کند و نه لفظ را فدای معنا. تسلّط شاعر بر ظرافت های واژگانی و دستوری ادب پارسی و بهره گیری متناسب، هنرمندانه و بجا از آنها، شعر او را متمایز ساخته است. جستجوی حاضر، با اتخاذ روش توصیفی - تحلیلی و انتخاب یکی از حکایت های مشهور منظوم سعدی (روباه و درویش) از بوستان، به تحلیل شیوۀ بهره گیری از تمهیدات انسجام بخش در سه لایۀ بنیادین زبانی، در چارچوب نظریۀ انسجام هلیدی و حسن پرداخته است. گرچه از دیرباز، پژوهشگران مختلف در موضوع منسجم بودن غزل سعدی، هم نظرند، اما دلیل منسجم بودن حکایات منظوم ِبوستانِ شیخ اجل از دریچه رهیافت علمی زبانشناختی نقشگرا، کمتر مورد مداقه قرار گرفته است. ازاینروی، مسئله اصلی پژوهش این بود که ابزارهای انسجام بخش واژگانی، دستوری و پیوندی، چگونه در شعر او مورد استفاده قرار گرفتند و تاکید شاعر بر استفاده از کدام نوع از ابزارهای انسجام بخش بوده است. نتایج، مویّد آنست که سعدی به شکل گسترده و متنوّعی از ابزارهای انسجام بخش در حکایت منظوم خویش استفاده کرده است و از این رهگذر، بهر ه گیری از ابزارهای انسجام بخش واژگانی در شعر او برجستگی بیشتری دارد. در میان تمهیدات انسجام بخش دستوری نیز، شاعر بر ابزار انسجام بخش ارجاع و پس از آن حذف، اهتمام بیشتری دارد. افزون بر آن، بهره گیری هنرمندانۀ شاعر از تمهیدات انسجام بخش واژگانی به ویژه تکرار و صورت های مختلف آن از یکسو و باهم آیی واژگانی از سویی دیگر، موجب زیبایی هر چه بیشتر کلام شاعر گشته و به تاثیر گذاری هر چه بیشتر سخن او و انتقال بهتر مفاهیم کمک کرده است؛ آن گونه که لفظ، به شکل موثری در خدمت معنا گمارده شده است. در میان تمهیدات انسجام بخش پیوندی نیز، انواع افزایشی و علّی، در زمرهّ برجسته ترین عناصر زبانی قرار داشتند. این نتیجه گیری، منطبق با ویژگی های سبکی شعر سعدی است؛ چراکه سادگی، روانی، زیبایی کلمه و خوش آهنگی، ویژگی های بارز این گونه از سبک عراقی است؛ بنابراین، از منظر کاربردی، نظریۀ هلیدی، نظریۀ مناسبی درجهت شناساندن ابزارهای انسجام بخش در متون فاخرِ منظوم و منثور ادب پارسی مانند بوستان، قلمداد گشته و شاید بتوان بر پایۀ شیوۀ بهکارگیری ابزارهای انسجام بخش ازسوی شاعران و مفاخر ادبی مختلف، از بعدِ معنا، به ساماندهی اندیشه و اصالت فکر آنان و از بعدِ لفظ نیز، به شیوه های منحصربهفرد کلامی و بیانی هر شاعر پی برد.
|
کلیدواژه
|
بوستان سعدی، نظریۀ انسجام، دستور نقشی، تمهیدات انسجامبخش
|
آدرس
|
مجتمع آموزش عالی گناباد, دانشکده علوم انسانی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
oazadling@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
an analysis of cohesive devices in sa’di’s būstān and its aesthetic impact within the framework of halliday’s systemic functional theory
|
|
|
Authors
|
azad omid
|
Abstract
|
halliday’s cohesive theory is one of the most important theories in functional linguistics, extensively used for the analysis of diverse literary texts. based on this theory, logical, semantic, grammatical as well as formal relationships create cohesion in a text; hence, textual cohesion is classified into grammatical, lexical and connective subcategories. grammatical cohesion includes reference, substitution and ellipsis while two subcategories of reiteration and collocation shapes lexical cohesion. sa’di’s verbal art is so enriched that meaning is not sacrificed for the sake of form, nor is form sacrificed for the sake of meaning. the poet’s dexterity in the persian literature’s lexical and grammatical subtleties, and appropriate and skillful use of literary devices has made his poetry distinctive. in this descriptive-analytical research, adopting halliday’s theory of cohesion, one verse anecdote from the būstān (the fox and the dervish) is selected to analyze the use of cohesive devices across three linguistic layers. although cohesion in sa’di’s ghazals has been widely acknowledged, the reasons behind the cohesive strength of the verse anecdotes in the būstān have not been thoroughly examined from a systemic functional perspective. hence, the main research question was how lexical, grammatical and connective devices were employed in sa’di’s poetry, and which device was emphasized the most. the results corroborated the extensive and diverse use of cohesive devices in the verse anecdotes, in which the use of lexical cohesive devices is most outstanding. among the grammatical devices, the poet puts more emphasis upon reference and ellipsis respectively. furthermore, the poet’s dexterous use of lexical cohesive devices, particularly repetition and its various forms on one hand, and collocation on the other hand, enhanced the beauty of the poet’s expression, aiding its impact and facilitating better meaning transfer, so that form serves the purpose of meaning. among cohesive connective, additive and causative were the most prominent linguistic elements. this conclusion is in accordance with the characteristics of sa’di’s poetry as simplicity, lexical beauty, and fluency are outstanding features of this version of iraqi style. therefore, from a practical perspective, halliday’s theory is considered an appropriate framework for identifying cohesive devices in the prestigious poetic and prose texts of persian literature, such as the būstān. based on the way cohesive devices are employed by various poets and literary figures, one may be able to understand, from the perspective of meaning, the organization of their thoughts and the originality of their ideas, and from the perspective of form, the unique verbal and rhetorical styles of each poet.
|
Keywords
|
cohesion theory ,functional grammar ,sa'di's būstān
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|