|
|
تبیین و تحلیل نشانه معناشناختی رمان پیکر فرهاد
|
|
|
|
|
نویسنده
|
مالمیر تیمور ,ناصری شهلا
|
منبع
|
مطالعات زباني و بلاغي - 1403 - دوره : 15 - شماره : 37 - صفحه:183 -208
|
چکیده
|
پیکر فرهاد یکی از آثار موفق نویسندۀ مشهور عباس معروفی است که پیکربندی روایت و نحوۀ ترکیب پیرفتهای آن با سایر آثار ادبی متفاوت است. شیوۀ معروفی در رمان پیکر فرهاد، وارد شدن به دنیای نقاشی بوف کور و کنشبخشی به تصویرهای آن است. در این مقاله به تبیین و تحلیل نشانه معناشناختی رمان پیکر فرهاد پرداختهایم تا نشان دهیم «تصاویر» مکتوب چگونه به کنش درآمدهاند و نظامهای معنایی رمان را ایجاد کردهاند. روایتگر این رمان، زنِ تابلوی نقاشی است. تصویرها در این رمان کلامی شدهاند و بُعد بُوِشی داستان را ایجاد کردهاند. با این بُوِش و تغییرِ حضور و بودن، نقاشی از ابژه بودن خارج میشود و سوژۀ داستانِ خود میشود. او میخواهد سرنوشت و داستان خود را بسازد. «دیدن» یک رابطۀ حسیادراکی است؛ اما در رمان پیکر فرهاد یک نظام شَوِشی ساخته است. این تجربۀ جدید برای ابژههای تصویر است که زیر نگاه سوژه بیننده با نوعی تغییر وضعیّت درونی و عاطفی به کنش درمیآیند و در دنیای سوژه حاضر میشوند. به کنش درآمدن نقاشی و استفاده از این طرح روایی، برای اعتراض به شکل حضور زن در اجتماع است. سوژه نقاشی به جستوجو و تلاش برای یافتن و دیدار معشوق میپردازد تا بتواند وجود و هستی خود را ثابتکند و برای زندگی خود معنا بیابد. این جریان رفتهرفته او را متوجه نقصان حضور و عدمِ وجود بیرونی و واقعی خود میکند و با تردید هستیشناختی به خود مینگرد و وجود خود را انکار میکند تا گفتمان بُوِشی دیگری شکل بگیرد.
|
کلیدواژه
|
عباس معروفی، رمان پیکر فرهاد، نشانهمعناشناختی، کنشبخشی به تصویر، روایتگری زن
|
آدرس
|
دانشگاه کردستان, دانشکده زبان و ادبیات, ایران, دانشگاه کردستان, دانشکده زبان و ادبیات, ایران
|
پست الکترونیکی
|
shahlanaserisalar321@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
semiotic- semantic analysis of peikar-e farhād
|
|
|
Authors
|
malmir teymoor ,naseri shahla
|
Abstract
|
peikar-e farhād (the body of farhād), which is among the successful works of the renowned writer, abbās marūfi, uses a narrative configuration and a kind of relationship between its several subplots, which distinguishes this novel from other literary works. as such, marūfi depicts a pictorial world of hedāyat’s the blind owl in his novel and animates its imagery. this article analyses semiotic-semantic aspects within peikar-e farhād to elucidate how the inscribed &images& have been animated and have shaped the narrative frameworks of the novel. the narrator of this work is the woman within the painted tableau. these images in the novel have been verbalized, thus establishing a dimension of narrative. through this narrative dimension and the modulation of presence and being, the painting evolves beyond a mere object or portrayal, metamorphosing into the subject of its own tale. she aspires to construct her destiny and narrative. &seeing& entails a sensory-perceptual relationship, but in peikar-e farhād, it evolves into a system of reflection. under the gaze of the subject-viewer, the object-images undergo a fresh sense of transformation in their inner emotional states and are animated so as to experience presence in the subject’s world. the utilization of this narrative framework in which painting is animated function as a medium of protest against how the presence of women in the society has been shaped. as a subject, the portrayed-painting embarks on a quest and strives to locate and meet her beloved, aiming to establish her existence and unearth meaning in her life. this gradual progression leads her to acknowledge the deficiencies of her external and genuine existence, instigating introspective uncertainty regarding her ontological status and ultimately renouncing her own presence. this process paves the way for the emergence of an alternative narrative discourse.
|
Keywords
|
abbās marūfi ,peikar-e farhād ,semiotic – semantic ,image animation/performativity ,female narration.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|