>
Fa   |   Ar   |   En
   ابعاد نحوی و معنا‌شناختی فعل وجهی «بایستن» در تاریخ بیهقی  
   
نویسنده ولی‌پور مونا
منبع مطالعات زباني و بلاغي - 1400 - دوره : 12 - شماره : 24 - صفحه:265 -292
چکیده    تحلیل نحوی و معنایی فعل‌های وجهی، به‌ویژه فعل وجهی «بایستن»، به دلیل وضعیت خاص تصریفی، نحوی و معنایی آن، از بحث‌های چالش‌برانگیز در مطالعات دستوری زبان فارسی بوده است. این مطالعات عمدتاً بر کاربردهای این فعل در فارسی معاصر متمرکز بوده، کمتر به بررسی تاریخی در این زمینه پرداخته شده است. پژوهش حاضر، با اتکا به شواهد مستخرج از تاریخ بیهقی (1114 مورد)، بر آن است ویژگی‌های نحوی و معنایی این فعل را که عمدتاً محل مناقشه‌اند، بررسی کند. در این نوشتار، ابتدا با اشاره به ویژگی‌های این فعل از منظر تصریف‌پذیری، وضعیت این فعل را از نظر زمان دستوری، دلالت‌های زمانی و تمایز میان صورت‌های مختلف ماضی و همچنین صورت‌های مضارع مشخص کرده‌ایم. در ادامه، نشان داده‌ایم در ظرفیت این فعل، یا یک گروه اسمی (در نقش فاعل) وجود دارد یا یک بند متمّمی. در حالت اخیر، دو فرضیه را دربارۀ فاعل «بایستن» مطرح و بررسی کرده‌ایم: یکی، در نظر گرفتن خود بند متمّمی به‌عنوان فاعل و دیگری، پوچ‌واژۀ پنهان. بدین ترتیب نشان داده‌ایم تک‌صیغه‌ای بودن این فعل، متاثر از ماهیت نحوی و معنایی فاعل است و ربطی به تغییرات این فعل طی فرایند دستوری‌شدگی ندارد. در ادامه، مشخص شد بندهای ناخودایستا (مصدرهای مرخّم) فاعل نحوی ندارند و آنچه در بعضی پژوهش‌ها با عنوان فاعل «را»یی مطرح شده، در حقیقت یک گروه اسمی است که نقش نحوی آن، متمّم اختیاری فعل «بایستن» و نقش معنایی آن، بهره‌ور است. این گروه اسمی، اساساً مستقل از بند متمّمی است. در همین زمینه، مشخص شد برخلاف تحلیل داوری، وجهیت در بندهای ناخودایستا ممکن است کنشگرمحور نیز باشد و دست‌کم براساس داده‌های تاریخ بیهقی نمی‌توان حرکت از وجهیت کنش‌محور به وجهیت کنشگرمحور را مصداقی از فرایند دستوری‌شدگی دانست. در انتها، بررسی معنایی فعل «بایستن» در تایید تحلیل‌های پیشین در این زمینه، نشان داد تمام کاربردهای این فعل در تاریخ بیهقی، از نوع وجهیت غیرمعرفتی هستند.
کلیدواژه بایستن، فعل وجهی، تاریخ بیهقی، وجهیت معرفتی، پوچ‌واژه، دستوری‌شدگی
آدرس دانشگاه شهید بهشتی, ایران
پست الکترونیکی m_valipour@sbu.ac.ir
 
   Semantic and Syntactic Aspects of “Bāyestan” in Tārīkhi Bayhaqī  
   
Authors Valipour Mona
Abstract    Syntactic and semantic analysis of modal verbs, particularly “bāyestan”, has been a challenging topic in Persian language studies due to its special inflectional, syntactic, and semantic states. These studies are mainly focused on the uses of this verb in contemporary Persian, ignoring the historical texts. The current study, relying on data derived from Tārīkhi Bayhaqī (1,114 cases), aims to review the challenging semantic and syntactic aspects of this verb. First, by referring to some of the morphosyntactic features of this verb, we have identified its status in terms of tense, time implications, and differentiation between different forms of past and present tenses. Next, we have shown that in the valency of this verb there is either a noun phrase (subject) or a complement clause. Subsequently, we have introduced and discussed two assumptions about the verb bāyestan: either considering the complement clause as the subject and the expletive pro. We have thus shown that the impersonality of this verb is due to the syntactic and semantic nature of the subject and has nothing to do with the changes of the verb during the grammaticalization. Afterward, it was found that nonfinite clauses have no syntactic subject, and what has been suggested in some research as the ’subject’ of “Ra” is in fact a noun phrase whose syntactic role is the optional complement of the verb bāyestan and its semantic role is the beneficiary. This noun phrase is essentially independent of the complement clause. In this regard, it was found that unlike Davari’s analysis (1394), modality in nonfinite clauses may also be agentoriented, and at least based on Tārīkhi Bayhaqī data, it is not possible to consider moving from actionoriented modality to agentoriented modality as a grammaticalization process. Finally, the semantic examination of the verb bāyestan supported the previous analyses in this field and revealed that all uses of the verb in the Tārīkhi Bayhaqī are nonepistemic modality.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved