>
Fa   |   Ar   |   En
   بررسی تناقض معنایی در «هزار و یک شب نو» و «پریباد» از محمّدعلی علومی  
   
نویسنده تومزاد سارا ,تاج بخش پروین
منبع مطالعات زباني و بلاغي - 1398 - دوره : 10 - شماره : 20 - صفحه:149 -174
چکیده    تناقض، یکی از شیوه‌های آشنایی‌زدایی هنری است که موجب برجسته‌سازی کلام می‌شود. این شگرد ادبی، از ویژگی‌های محوری در برخی آثار داستانی است. داستان‌نویسان با استفاده از شیوه‌های مختلف تناقض توانسته‌اند تمایز میان دنیای داستانی و واقعی را برهم بزنند و نوعی عدم قطعیت در داستان‌‌‌ ایجاد کنند. بهره‌گیری آگاهانه از این ویژگی، راه را بر قرائت‌های مالوف می‌بندد و به این طریق، خواننده را دچار حیرت و تردید می‌کند. نویسنده به سبب اثر‌گذاری بیشتر بر مخاطب، طریق تناقض را برای انعکاس برخی وضعیت‌های بشری برمی‌گزیند و خواننده به‌عنوان کسی که با این وضعیت درگیر بوده یا نظاره‌گر آن است، ناچار به شناسایی و درک این تناقض‌ها‌ست. علومی برای خلق تناقض در داستان «هزار ویک شب نو» و «پریباد»، از تناقض‌های معنایی، بیشترین بهره را می‌گیرد. او از طریق «شخصیت‌پردازی متناقض»، «تداخل گسترۀ دنیای داستانی و دنیای واقعی»، «تلاقی ژانر‌ها»، «دلالت‌سازی تکرار محور» و... تناقض معنایی را در داستان‌های دو اثر مذکور، به نمایش می‌گذارد. در این پژوهش برآنیم که با روش توصیفی تحلیلی به بررسی انواع تناقض معنایی به‌مثابۀ یک عنصر سبکی در این دو اثر بپردازیم.
کلیدواژه تناقض، هزار و یک شب نو، پریباد، محمّدعلی علومی
آدرس دانشگاه پیام نور, ایران, دانشگاه پیام نور, ایران
 
   Study the Semantic Contradiction in “HezaroYekshabeno” and “Paribad” by Mohammad Ali Oloomi  
   
Authors Tomzad Sara ,Tajbakhsh Parvin
Abstract    The contradiction is one of the techniques of art defamiliarization that highlights the context. This literary style is a basic feature in some fictional works. Story writers have been able to disassociate the distinction between fictional and real worlds and create a kind of uncertainty in the story. Conscious usage of this feature removes achieved results, thus makes reader surprised and doubtful. To reflect human situation in order to influence more on audience, the writer choosing contradiction method and reader, being involved, tries to identify and understand such contradictions. In order to create contradiction in “Hezaroyekshabeno” and “Paribad”, Oloomi take advantageous of semantic contradiction. He uses paradoxical characterization, interference between real and fictional world, the intersection of genres, and repetitionbased implication to show semantic contradiction in two mentioned stories. In this research, we aim to examine the types of semantic contradictions as a stylistic element in these stories by a descriptive analytical method.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved