|
|
بلاغت ساختهای نحوی نشاندار در اشعار نیمایی اخوان ثالث
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سارلی ناصرقلی ,باقری بهادر ,صادقی شیرین
|
منبع
|
مطالعات زباني و بلاغي - 1398 - دوره : 10 - شماره : 19 - صفحه:233 -264
|
چکیده
|
رابطۀ دستور زبان و بلاغت سخن، هنوز به قدر کفایت در زبان فارسی به طور عام و زبان شعری به طور خاص بررسی و تحلیل نشده است. هرچند قاعدتاً رابطۀ ساختهای نحوی و بلاغت در زبان شعر، تابعی از همین رابطه در کاربرد عادی زبان است، خودآگاهی و معناداری کاربرد برخی ساختهای نحوی در شعر را نمیتوان نادیده گرفت. هنر شاعران در پرداخت ساختهای نحوی متنوّع بهگونهای که با بافت و بلاغت سخن تناسب یابد، چنان آشکار است که توجّه منتقدان ادبی و عالمان نحو را برانگیخته است؛ امّا هنوز برای یافتن روش و چارچوبی جامع که این هنر نحوی و بلاغی را بهدرستی صورتبندی و تحلیل کند، راه درازی در پیش است.هدف مقالۀ حاضر آن است که نشان دهد اخوان ثالث چگونه ساختهای دستوری و نحوی نشاندار مختلف و متنوّع را با ملاحظۀ بافت زبانی و موقعیتی در خدمت القای معنی و پیام مورد نظر خویش قرار میدهد. از این رو، برخی ساختهای نحوی نشاندار اشعار نیمایی اخوان ثالث را تحلیل میکند تا ضمن نشان دادن جزئیاتی از هنر شاعری او در حوزۀ نحو و بلاغت، در یافتن روش و چارچوب یادشده نیز سهمی ایفا کند. در میان ساختهای نشاندار نحوی، بیشتر بر جابهجایی اجزای جمله و تغییرات آرایش نحوی تمرکز شده است. در تحلیلها از برخی مفاهیم نظری چون نشاندار/ بینشان (از دانش نحو)، اطّلاع نو/ کهنه (هلیدی)، مبتداسازی و تغییر آرایش واژگانی (زبانشناسی نقشگرا) و روش جرجانی در مقایسۀ ساختهای خاص نحوی با ساختهای عادی بهره بردهایم. در این مقاله با روش پژوهش کیفی و با تحلیل شواهد شعری و نحوی نشان دادهایم که چگونه اخوان با خودآگاهی، برخی ساختهای نحوی را بهطور معناداری در خدمت القای معنی و جلب توجّه مخاطب قرار میدهد و زبان فارسی چه ظرفیت بالقوّه بزرگی در این زمینه در اختیار کاربران خود میگذارد.
|
کلیدواژه
|
خوان ثالث، شعر نیمایی، ساخت نشاندار نحوی، بلاغت، نحو
|
آدرس
|
دانشگاه خوارزمی, ایران, دانشگاه خوارزمی, ایران, دانشگاه خوارزمی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Rhetoric of the Marked Syntactical Structures in AkhavanSales’s Poetry
|
|
|
Authors
|
Sarli Naser Gholi ,Bagheri Bahador ,Sadeghi Shirin
|
Abstract
|
The relation between the grammatical structures and the rhetoric of speech has not been sufficiently studied and analyzed in Persian language in general and specially in poetical language. Although the relation between the syntactical structures and the rhetoric in the language of poetry usually follows the rules of the ordinary language, the consciousness and the significance in the usage of some syntactical structures in poetry cannot be ignored. The poetical craftsmanship in producing diverse syntactical structures so that these structures could be suitable with the context is sometimes so apparent and obvious that calls the literary critics and the grammarian’s attention but a comprehensive method and framework for formulating and analyzing such a craftsmanship is yet to come.This article aims to demonstrate that AkhavanSales, considering the cotext and the context, how uses a diverse range of grammatical and syntactical structures to deliver his intended meanings and messages. Hence, some marked syntactical structures in his poems are analyzed so that this article can participate in finding the abovementioned method and theoretical framework, explaining some details of his craftsmanship in syntax and poetry. The article focuses on changing the word order and uses some theoretical concept such as marked/ unmarked (syntax), new/ given information (Halliday), topicalization (syntax and functional linguistics) and the analytical method of AlJurjani in comparison of different syntactical structures. Adopting a qualitative research method and after analyzing of the poetical and syntactical instances, we have demonstrated that AkahavanSales how employs a diverse range of marked syntactical structures to deliver his intended messages and meanings, and what a great potentials Persian language bestows to its users in this regard.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|