مقایسۀ طنز عبید زاکانی با دیگران از منظر کارناوال گرایی باختین
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
مرادی ایوب ,فضلی درزی بهاره
|
|
منبع
|
سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) - 1395 - دوره : 9 - شماره : 3 - صفحه:203 -224
|
|
چکیده
|
کارناوال نوعی خرده فرهنگ انتقادی در برابر هنجارها و رفتارهای رسمی اجتماعی، بر پایه گریز از هر گونه جزم اندیشی و اقتدارطلبی استوار است. کارناوال وابسته به جمع و کل است و این کل، به گونهای تشکّل یافته تا هر سازمانِ رسمی را به مبارزه بطلبد. این تحقیق نشان میدهد در تاریخ ادبی ایران پیش از رواج داستان نویسی، میتوان جنبه هایی از کارناوال گرایی را در آثار عبید مشاهده کرد. در طنزهای سنتی دشنام و لغوگویی ،هجا ، توجه بیش از حد به مسائل شهوانی ، بعنوان نشانه های کارناوالی وجود داشته تفاوت نگاه کارناولی عبید در برقراری ارتباط دوسویه با مخاطب(همآوایی) است که از طریق سبک برداری ، جدل نهانی، نقیضه و پارودی قهرمان و ضد قهرمان خود را نشان میدهد و عبید با کاربست این روشها بیش از هر شاعر طنز پردازی به کارناوال نزدیک شده است. این مقاله تلاش میکند تا مصادیق کارناوالیزگی را در یکی از بحرانی ترین دورانهای تاریخ سیاسی و اجتماعی کشور ، دوره حاکمیت استبداد و گفتمانهای تک صدایی نشان دهد .رویکرد باختینی به طنز عبید ثابت میکند صدای طنز عبید جنبه شخصی ندارد بلکه صدای دیگر و دوم مردم عصرش است. خنده حاصل از طنز وی از سر تمسخر و تحقیر نیست. بجز لطیفه هایی که به قومیتها تاخته و جنبه محلی و مکانیِ خاص به آن میدهد، مولفه های طنز عبید را باید همراه با ماهیتی فلسفی و جهانی دانست.
|
|
کلیدواژه
|
کارناوال گرایی، باختین، عبید زاکانی، طنز
|
|
آدرس
|
دانشگاه پیام نور, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
baharedarzi@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|