|
|
|
|
تحلیل چند نکته زبانی و فکری از مشخصّههای سبکی سایه
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
غنی پور ملکشاه احمد ,محسنی مرتضی ,شاکری نسب بهادر
|
|
منبع
|
سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) - 1389 - دوره : 3 - شماره : 7 - صفحه:35 -59
|
|
چکیده
|
ابتهاج با شنیدن به «شعر» دست یافته است. این را خود در گفتگوهایش گفته است. او بشدّت به شاعران کلاسیک، تعلّق خاطر دارد. بگونهای که وقتی اشعار او را میخوانیم، در وهله نخست، خود را با شعر قرون گذشته مواجه میبینیم؛ امّا با یک طراوت و تازگی جدیدتر. و همین «کهنگی» و «تازگی» ناشی از قدرت و نبوغ، تشخّصی در اشعار سایه ایجاد میکند. این کهنگی و تازگی، ناشی از عوامل چندیست که میتوان در حوزه زبان و بیان، آنها را بررسی نمود. از طرفی، این شاعر در دغدغههای اجتماعی خویش بسیار از خودش میگوید. (سایه جان، سایه، خموش، من، ما) این شخصیّت کیست و چگونه میتوان آن را تحلیل کرد؟ بنظر میآید که میتوان سه «منِ» متفاوت برای شاعر لحاظ کرد. ما در این مقاله با یک نگاه سبکشناختی و توصیفی، نکاتی از زبان و افکار این شاعر را برگزیدیم و بررسی نمودیم.
|
|
کلیدواژه
|
سایه ,زبان ,اجتماع
|
|
آدرس
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|