>
Fa   |   Ar   |   En
   واکاوی جامعه شناسانۀ رمان تبریز مه آلود بر اساس نظریۀ ساختارگرایی تکوینی گلدمن  
   
نویسنده فردی‌ انور ایران ,سلحشور مریم ,فرضی حمیدرضا
منبع سبك شناسي نظم و نثر فارسي (بهار ادب) - 1402 - دوره : 16 - شماره : 92 - صفحه:245 -263
چکیده    زمینه و هدف: گلدمن، ناقد معروف فرانسوی، از جمله جامعه شناسانی است که به تاثیر متقابل صورت و محتوای ادبی میپردازد. وی با تکیه بر مباحث ساختارگرایی تکوینی خود نظیر کلیت، جهان نگری، آگاهی کنونی، آگاهی ممکن، شخصیت پروبلماتیک و شیءوارگی به رمزگشایی از جامعۀ خلق‌شده در آثار ادبی پرداخته است و تاکید میکند اثر ادبی در درون خود، جامعه ای زیباتر از جامعۀ عالم واقعی را می آفریند تا بواسطۀ خلق تحولاتی در درون آن، مواضع و دیدگاههای اصلاحی خود را به خوانندگان و در واقع جامعۀ حقیقی خود منتقل نماید و آگاهی جمعی را ارتقا بخشد. در این پژوهش رمان تبریز مه آلود از جنبۀ ساختارگرایی تکوینی بر مبنای نظریه های لوسین گلدمن، بررسی و تحلیل میشود. این جستار کوشیده است ساختارهای اجتماعی، سیاسی حاکم بر فضای ذهنی نویسنده و جامعه را تحلیل کند. روش مطالعه: روش پژوهش پیش‌ رو توصیفی-تحلیلی بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و شیوۀ سندکاوی است که در آن نمونه های مورد بررسی بصورت هدفمند از رمان تبریز مه آلود، اثر اردوبادی میباشد. یافته ها: رمان تبریز مه آلود دربارۀ نوع زندگی اجتماعی مردم زمانه و سلطۀ بیگانگان بر کشور و تقابل سنت و مدرنیسم و فقر اقتصادی و فرهنگی و ظلم و تبعیض میان مردان و زنان است که البته بیبهره از توصیف احساسات، خیال انگیزی و لحظات عاشقانه نیست. نتیجه گیری: بر اساس نظریۀ «ساختگرایی تکوینی لوسین گلدمن» مفاهیم و موضوعات مربوط به پدیده های اجتماعی و تاثیر وقایع و اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه، همچنین جایگاه زن و نقش او در جامعۀ انقلابی در این اثر ادبی نمود پیدا کرده است.
کلیدواژه جامعه شناسی ادبیات، لوسین گلدمن، ساختارگرایی تکوینی، تبریز مه آلود
آدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز, دانشکده علوم انسانی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز, دانشکده علوم انسانی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز, دانشکده علوم انسانی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
پست الکترونیکی hrezafarzi@gmail.com
 
     
   
Authors
  
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved