|
|
چگونگی تغییر مَنش زبانی در آثار نقاشان معترض دهه ی پنجاه با بهره گیری از مفهوم استراتژی نزد بوردیو (مطالعه موردی: آثار کاظم چلیپا و نصرتالله مسلمیان)
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سالاری مریم
|
منبع
|
جامعه شناسي هنر و ادبيات - 1401 - دوره : 14 - شماره : 1 - صفحه:202 -228
|
چکیده
|
میدان نقاشی ایران در سالهای پیش از انقلاب و پس از آن، بیش از آنکه در نوآوری و خلاقیت و یا قدرت و توانمندی هنرمند در ارائهی سبک و فرم هنری اهمیت داشته باشد، در ایجاد شکافی که بر اساس تغییرِ جایگاه و نقش هنر و هنرمند ایجاد کرد، اهمیتی ویژه دارد. در میانهی دههی پنجاه، نقاشی اعتراضی که توسط گروهی از دانشجویان جوان تحت هدایت هانیبال الخاص شکل گرفته بود، در برابر هنر مشروع آن دوران، یعنی هنر انتزاعی و مدرن قد عَلَم کرد و به جای شعار هنر برای هنر، از هنر متعهد و رسالت هنرمند در برابر وقایع اجتماعی سخن گفت. با استقرار نظام اسلامی جریان هنر اعتراضی به دو شاخه تقسیم شد.گروهی جذب حوزهی هنری شدند و فعالیتهای پیشین خود را با تاکید بر هویت دینی و نمادهای آن ادامه دادند. گروه دوم در ادامه به سمت هنری نابتر و شخصیتر پیش رفتند و آثاری خلق کردند که کمتر نشانی از تعهدات ملی و انقلابی صریح داشت. در این مقاله با بهرهگیری از تئوری میدانهای بوردیو و مفهوم استراتژی، نشان میدهیم هنرمندان جریان دوم برای براندازی هنر مشروع، دست به اقداماتی زدند که کاملا در مقابل حوزهی هنری –که هنری واقعگرا و مردمی را ترویج میکرد قرار میگرفت. یعنی آنان خواستار بازگشت به منشآ و اصل هنر شدند. از اینرو زبانی چند پهلو، پیچیده و نابتر را برگزیدند. البته نباید از نظر دور داشت که این استراتژی برای اعادهی حیثیت، کاملا صادقانه و بیغرضانه صورت گرفته است، زیرا نتیجهی رابطهی ناآگاهانه میان عادتواره و میدان است.
|
کلیدواژه
|
هنر متعهد، هنر ناب، تاریخ میدان نقاشی، استراتژی، پی ر بوردیو، راهبرد، نقاشان انقلاب، نقاشان دگراندیش
|
آدرس
|
دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا, گروه مطالعات عالی هنر, ایران
|
پست الکترونیکی
|
maryamsaalari@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
analyzing how to change the language behavior in the works of protest painters of the fifties by using the concept of bourdieu’s strategy
|
|
|
Authors
|
salari maryam
|
Abstract
|
the field of iranian painting in the years before and after the revolution, rather than being important in innovation and creativity or the power and ability of the artist in presenting style and art form, in creating a gap based on the change in the position and role of the art and the artist created is of special importance. in the mid 1950s, a protest painting by a group of young students led by hannibal al khas rose to prominence against the legitimate art of the time, abstract and modern art, and instead of the slogan art for art, art the artist committed and spoke in the face of social events. with the establishment of the islamic system, the protest art movement was divided into two branches. a group was attracted to the art field and continued their previous activities with an emphasis on religious identity and its symbols. the second group continued to move towards purer and more personal art, creating works that showed less explicit national and revolutionary commitment. in this article, using bourdieu’s field theory and the concept of strategy, we show that second tier artists took steps to overthrow legitimate art, as opposed to the realm of art which is realist and popular art. promoted placed. that is, they demanded a return to the origins of art. hence, they chose a multifaceted, complex and pure language. of course, it should not be overlooked that this strategy for restoring dignity has been carried out quite honestly and impartially, because it is the result of an unconscious relationship between habitus and the field.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|