چه کسی چراغ ها را خاموش می کند؟تحلیل رمان «چراغها را من خاموش میکنم» بر اساس نظریه گروه خاموش
|
|
|
|
|
نویسنده
|
دهقان نیری علیرضا ,خلقتی مرضیه
|
منبع
|
جامعه شناسي هنر و ادبيات - 1397 - دوره : 10 - شماره : 1 - صفحه:63 -93
|
چکیده
|
بر مبنای تئوری گروه خاموش، قدرت مسلط مردان در جامعه در ساختار مردساخته زبان نیز تبلور دارد و زنان به راحتی نمیتوانند با این زبان مرد ساخته به بیان خود بپردازند و از این جهت به گروههای خاموش تبدیل میشوند. هدف این مقاله آن است که دریابیم بر مبنای نظریه گروه خاموش از کرامارا و نظریه رتوریک سلطه از استارهاک، آیا استراتژیهای سلطه یعنی تسلیم، تمرد، گوشهگیری و دستکاری در رمان «چراغها را من خاموش میکنم» نوشته زویا پیرزاد وجود دارد و اگر وجود دارد چه گروههایی را شامل میشود. همچنین به مطالعه کنشهای قدرت دهنده که توسط گروههای تحت سلطه برای مقاومت در برابر سیستم سلطه جو استفاده شده پرداخته میشود. به این منظور، هفت متن منتخب از این رمان با روش تحلیل محتوای کمی و تحلیل رتوریکی مطالعه شدهاند. نتایج این مطالعه مطرح میکند که گوشهگیری و دستکاری بیشترین استراتژیهای به کار رفته در رابطه زنان و مردان درون داستان است. نگاه پیرزاد به گروه در حاشیه فراتر از جنسیت است و طبقه، قومیت و مکان زندگی نیز می تواند مبنای شکلگیر این گروهها باشد. پیرزاد در رمانش به کنشهای قدرتدهنده به گروههای خاموش نیز توجه داشته است.
|
کلیدواژه
|
چراغها را من خاموش میکنم، گروه خاموش، رتوریک سلطه، رمان، زویا پیرزاد
|
آدرس
|
دانشگاه تهران, دانشکده علوم اجتماعی, گروه علوم ارتباطات اجتماعی, ایران, دانشگاه تهران, دانشکده علوم اجتماعی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
mzkhelghati@ut.ac.ir
|
|
|
|
|