فرازبان و قابلیتهای تعاملی آن در روایتهای کودکانۀ فرهاد حسنزاده
|
|
|
|
|
نویسنده
|
زند کریمی شتاو ,یعقوبی جنبه سرایی پارسا
|
منبع
|
مطالعات ادبيات كودك - 1395 - دوره : 7 - شماره : 2 - صفحه:99 -124
|
چکیده
|
به اذعان بسیاری از محققان و حتی پدیدآورندگان روایت های کودکانه، اغلب ادبیات کودک یکسویه و دیکتهای است. کودکان نه تنها نقشی در تولید آثار کودکانه ندارند، حتی جایگاه مخاطب بودگی آنها هم در مقام کودک مفروض نیست. در این روایتها همیشه سایهای بلند و بزرگ در مقام «نویسنده/ راوی» وجود دارد که مدام تجویز میکند. دامنۀ این سایه، گاه در قالب شخصیت قدرتمند و زورگوی قصه نیز تداوم مییابد و در مقابل شخصیت کوچک و ضعیف قصه که مخاطب کودک میتواند با او همذات پنداری کند، خودنمایی میکند.مقدار زیادی از اقتدارگرایی مذکور، حاصل بکارگیری فرازبان و تولید انواع حاشیه آشکار و پنهان است که مولف در پناه آن با شنونده/ خواننده تعاملی یکسویه و عمودی برقرار میکند. برغم این ویژگی اقتدارگرایانه که در بکارگیری فرازبان به چشم میخورد، قابلیتی دیگر و حتی متباین در آن نهفته است که میتواند به تعاملی افقی و برابر بینجامد. نمونه اخیر را میتوان در برخی از روایتهای کودکانۀ فرهاد حسنزاده یافت. در این تحقیق شیوههای تعامل افقی و فرازبان محورِ نویسنده/ راوی با مخاطب در چهار داستان «دیو دیگ به سر»، «آقا رنگی و گربه ناقلا»، «همان لنگه کفش بنفش» و «دو لقمه چرب و نرم» از فرهاد حسنزاده با رویۀ توصیفی تحلیلی طبقهبندی و تبیین شده است. نتیجه نشان میدهد که نویسنده با گرایش به فرازبان و خلق انواع حاشیه، سعی میکند با سهمدهی به شنونده/خواننده یا یکی از شخصیتهای قصه که کودک با او همذاتپنداری میکند؛ نوعی تعامل افقی میان نویسنده/راوی با شنونده/خواننده برقرار میکند. گویی خود کودک، قصه ای را که باید بشنود یا به گوش هم سنخ خود برساند، نوشته است.
|
کلیدواژه
|
روایت کودکانه، فرهاد حسنزاده، فرازبان، تعامل افقی، سهم مخاطب، دیکته گریزی
|
آدرس
|
دانشگاه کردستان, ایران, دانشگاه کردستان, ایران
|
پست الکترونیکی
|
p.yaghoobi@uok.ac.ir
|
|
|
|
|