|
|
آموزههای تعلیمی مرگاندیشی در رمان کلیدر
|
|
|
|
|
نویسنده
|
عشقی سردهی علی ,فرامرزی کفاش ریحانه ,دلبری حسن ,امیراحمدی ابوالقاسم
|
منبع
|
پژوهشنامه ادبيات تعليمي - 1397 - دوره : 10 - شماره : 40 - صفحه:37 -58
|
چکیده
|
رمان کلیدر، اثر محمود دولتآبادی، آمیزهای از آموزههای گوناگون اخلاقی و دینی است. هدف مقالۀ حاضر واکاویی آموزههای تعلیمی مبتنی بر مرگاندیشی و پاسخ به پرسش چگونگی بازتاب و بیان این آموزه در بزرگرمان فارسی است. مقاله به روش مطالعۀ موردی و بهصورت کتابخانهای فراهم آمده است. مرگ در این رمان دو چهرۀ زشت و زیبا دارد؛ چهرۀ زشت آن با نیستی و نابودی و چهرۀ زیبای آن با شرافت، شکوهمندی و حرکتآفرینی همراه است. این دو سیمای مرگ تدریجی در داستان رخ مینمایند. در قسمتهای پایانی داستان، چهرۀ کریه مرگ با ناشایستترین رفتار عباسجان، پدرکشی، در انگاره و نگاه قاتل پدر، و چهرۀ زیبای آن در شایستهترین اندیشه و رفتار گلمحمد، مبارزۀ رویارو علیه اربابان ظلم خودنمایی میکند. نتایج حاصل بیانگر آن است که در کلیدر دو رویکرد متفاوت مرگگریزی و مرگطلبی در قالب شهادت و پاسداری از آرمانها وجود دارد. جلوههای تعلیمی مرگاندیشی در کلیدر عبارت است از: غنیمت شمردن فرصت دنیا، ترغیبکنندۀ نیکی، ترک گناه، آرامشبخشی، حیاتبخشی و برترین نوع مرگ، کشته شدن برای پاسداشت آرمانهای الهی است. در پایان، این نتیجه حاصل میشود که آموزههای کلیدر مبتنی بر معرفتافزایی در خصوص مرگ است و تلاش میکند با بیان غیرمستقیم و هنرمندانه و بهرهگیری از کهنالگوی مرگ، آگاهی و شناخت نظری مخاطب را افزایش دهد.
|
کلیدواژه
|
مرگ، کلیدر، محمود دولتآبادی
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوار, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوار, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه حکیم سبزواری, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوار, ایران
|
پست الکترونیکی
|
amirahmadi@iaus.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|