>
Fa   |   Ar   |   En
   ارزیابی انتقادی خوانش عقل‌ستیزانه از اخباریان  
   
نویسنده حسین زاده یزدی مهدی ,وطن خواه کوشا
منبع تاريخ اسلام و ايران - 1401 - دوره : 32 - شماره : 53 - صفحه:79 -100
چکیده    مکتب فقهی اخباری در سدۀ یازدهم هجری درون نظام فقاهت امامیه پدید آمد و منشا تحول‌های فراوانی در تاریخ اجتهاد امامیه شد، به‌طوری که در اغلب پژوهش‌های مرتبط با تاریخ ایران، فصلی به منازعۀ اصولیاخباری اختصاص داده شده است. محققان متعددی از رشته‌های مختلف در شکل‌گیری حوزۀ مطالعاتی اخباری‌پژوهی مشارکت داشته‌اند که به‌رغم تفاوت دیدگاه و گوناگونی حوزه‌های پژوهشی چند مضمون مشترک در آرای آنها مشخص است که «عقل‌ستیزی اخباریان» از مشهورترین آنهاست و به اشکال مختلف در ادبیات نظری‌پژوهشی این حوزه بازتولید می‌‌‌‌شود؛ از جمله اینکه اخباریان علاوه بر علم اصول‌ فقه با فلسفه، کلام و عرفان نظری و در سطحی بالاتر با هر شکل از استدلال منطقی مخالف‌ بوده‌اند و گاه گامی فراتر نهاده آنان را از اساس مخالف تفکر دانسته‌اند. گروهی با نسبت دادن ویژگی‌های ذاتی به این مکتب آن را معادل کم‌تحرکی اندیشه‌ای انگاشته‌اند و بعضی دیگر گفته‌اند اندیشۀ اخباری به کار فرونشاندن مخالفت‌های مردمی در سال‌‌های پایانی دورۀ صفوی می‌آمده است. گروهی از محققان نیز این مکتب را مشابه سلفی‌گری و نص‌گرایی دانسته‌‌اند. در این مقاله با هدف ترسیم مختصات خوانش عقل‌‌ستیزانه از اخباریان، با استفاده از روش اسنادی و تحلیل متنی، آرای هفت صاحب‌‌نظر تجزیه و تحلیل، مقوله‌‌بندی و بررسی انتقادی شده است؛ افرادی که به‌نحوی در شکل‌‌گیری، توسعه و بازتولید خوانش عقل‌‌ستیزانۀ نظریۀ اخباری سهمی داشته‌‌اند. یافتۀ این تحقیق آن است که در تمام آثار پژوهشی این حوزه خوانش ویژه‌‌ای از مضمون نظریۀ اخباری محوریت دارد که می‌‌توان آن را «تِم عقل‌ستیزی» نامید. در این پژوهش با نقادی این خوانش عقل‌‌ستیزانه سعی شد الگوی جدیدی برای اخباری‌پژوهی معرفی شود.
کلیدواژه استرآبادی، عقل، اخباری‌گری، اصولی‌گری، فقه شیعه
آدرس دانشگاه تهران, دانشکدۀ علوم‌اجتماعیِ, گروه علوم‌اجتماعی اسلامیِ, ایران, دانشگاه تهران, دانشکدۀ علوم‌اجتماعیِ, ایران
پست الکترونیکی kooshavatankhah@gmail.com
 
   Akhbārīsm and Anti-rational Theme: Re-Considering a Misconception  
   
Authors Hoseinzadeh Yazdi Mahdi ,Vatankhah Koosha
Abstract    Akhbārīsm as a jurisprudential school within Imami scholarship came into existence in the 11thAH/17thAD century and caused many longstanding changes in the history of Imami ijtihad. Accordingly, the majority of research projects into Iran’s history include a chapter concerned with the UsūliAkhbārī conflict. Akhbari studies is a field wherein many researchers from various academic backgrounds have contributions who, despite differences in perspectives and projects, share some themes amongst which antirationality is the most important and the most reproducing one.A group of researchers treat Akhbārīs as opponents not only to usūl alfiqh but also philosophy, theology, and theoretical mysticism and at a higher level to every genre of argumentation and reasoning while in some cases they step forward to basically opposing thinking of any kind.  A group of researchers attribute some essentialities to the school and put it in the same line with sedentary style of thinking while others suggest that Akhbārī thought was good enough to suppress popular movements.  A group of researchers compare this school, in epistemology and methodology, with Salafism, Scripturalism, and Literalism. Antirational theme is extensively repeated across different research projects to the extent that it has now become a cliché preventing researchers from a descent observation. In this way the constructive role of the Akhbārī thought and the necessary function performed by Akhbārī ulama in the history of Shi’ite jurisprudence is being neglected.   Putting antirational theme at the centre of the study and in order to open up a new horizon for Akhbārī literature, this paper is devoted to an evaluation of the works of eight scholars who actively took part in the formation of Akhbārī literature. In doing so, the article attempts to challenge the existing style of interpretation dominant over studies concerned with Akhbārīsm.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved