|
|
تغییرات نهادی گسستۀ نادرشاه و ارزیابی اوضاع اقتصادی ایران در عصر افشاریه (با تکیه بر آرای داگلاس نورث)
|
|
|
|
|
نویسنده
|
احسانی اسماعیل ,جعفری علی اکبر ,نورائی مرتضی
|
منبع
|
تاريخ اسلام و ايران - 1400 - دوره : 31 - شماره : 51 - صفحه:11 -37
|
چکیده
|
مورخان دربارۀ نادرشاه و کارنامۀ اعمال او، ارزیابیهای گوناگون و پرتعارضی ارائه کردهاند، اما سرگذشت نادرشاه و اقدامات او تصویری از خویوخصلت جامعۀ ایران آن زمان را که از دوران صفویه بهجا مانده بود، نشان میدهد. بیشک نادرشاه، بهعنوان یکی از سرداران بزرگ جنگی، در لحظهای خطیر توانست پادشاهی فروپاشیدۀ صفویان را به نیروی شمشیر و در پرتو نبوغ نظامی، بار دیگر احیا کند. اگرچه جنگهای اجتنابناپذیر نادر برای اخراج بیگانگان و تامین امنیت، نیازمند صرفِ نیروی انسانی و هزینههای اقتصادی بود، او پس از تنبیه و اخراج متجاوزان، جاهطلبانه به کشورگشایی پرداخت. جنگهای بیستویکسالۀ او(11601139) با افغانها، عثمانیها، هندیها، خانات بخارا، خوارزم و گردنکشان داخلی، باعث نابودشدن سرمایۀ انسانی، تباهشدن ثروت مملکت و ویرانی کانونهای تجاری، زمینهای کشاورزی، مراکز اقتصادی و گسترش فقر عمومی شد. در واقع، نادر بهجای آنکه همت خود را صرف بهبود زیرساختهای کشاورزی، توسعۀ مراکز تجاری و افزایش درآمدهای اقتصادی کند تا هزینههای جنگهای او تامین شود، تغییرات نهادی گسسته در نهادهای عصر صفوی ایجاد کرد که سلطۀ حکومت بر منابع اقتصادی را افزایش داد. این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی و با بهرهگیری از نظریۀ نهادگرایی داگلاس نورث[1] به ارزیابی تغییراتی که نادرشاه در نهادهای عصر صفوی ایجاد کرد، میپردازد و نشان میدهد، تغییرات نهادی او چه تاثیری بر عملکرد اقتصادی دوران افشاریه برجای گذاشت. از سویی، پیامد سیاستهای نادرشاه بر وضعیت کشاورزی و تجاری عصر افشاریه را بررسیکرده و شرایط فعالان اقتصادی این دوران را شرح میدهد.
|
کلیدواژه
|
نادرشاه، افشاریه، نورث، نهادگرایی، عملکرد اقتصادی
|
آدرس
|
دانشگاه اصفهان, دانشکدۀ ادبیات و علومانسانی, ایران, دانشگاه اصفهان, دانشکدۀ ادبیات و علومانسانی, گروه تاریخ, ایران, دانشگاه اصفهان, دانشکدۀ ادبیات و علومانسانی, گروه تاریخ, ایران
|
پست الکترونیکی
|
mortezanouraei@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Discrete Institutional Changes of Nader Šāh and the Evaluation of the Economic Situation of Iran in the Afšārīd Era (Emphasizing the Constitutionalism Theory of Douglass North)
|
|
|
Authors
|
Ehsani Esmaeil ,Jafari Ali Akbar ,Nouraei Morteza
|
Abstract
|
Regarding Nader Shah and his actions, historians have provided various and conflicting evaluations, yet the history of Nader Shah and his actions depict the picture of the temperaments and characteristics of the Iranian society inherited from from the Safavid period. There is no doubt that Nader Shah, as one of the most powerful generals of the war, was able to restore the Safavid Empire by the force of the sword and in the light of his military genius. Although Nader Shah’s inevitable wars to expel the aliens and ensure security resulted in casualties to manpower and economic expenses, he ambitiously continued his conquests after punishing and expelling the aggressors. The twentyoneyear wars lead by him (11391160) with the Afghans, Ottomans, Indians, Bukhara Khanates, Khwarezm, and the internal arrogance destroyed human capital, ruined the country’s wealth as well as destroying the trade centers, agricultural lands, economic centers and causing the spread of poverty. In fact, instead of devoting himself to improving agricultural infrastructure, developing business centers and increasing economic revenues to cover the costs of his wars, Nader undertook discrete institutional reformations in the Safavid institutions that increased governmental dominance over economic resources. This descriptiveanalytical method, using the theory of institutionalism by Douglas North, evaluates the changes that Nader Shah made in the institutions left from the Safavid era and shows how his institutional changes affected the economic performance of the Afshari period. On the other hand, it examines the consequences of Nader Shah’s policies on the agricultural and commercial situation of the Afshari era and explains the conditions of the economic activists of this period.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|