|
|
شیخ جعفر صفوی: شخصیتی مشهور، اما گمنام در سنت صفویان
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سالاری شادی علی
|
منبع
|
تاريخ اسلام و ايران - 1399 - دوره : 30 - شماره : 45 - صفحه:107 -125
|
چکیده
|
بهطور عام در سنت خاندان و حاکمیت صفوی، تعداد زیادی از سابقین این خاندان با عنوان مشایخ صفوی، از شیخ صفی تا شاهاسماعیل، از احترام ویژه و موقعیت قدیسگونهای برخوردار بودهاند، اما در میان اعضای این خاندان شیخ جعفر صفوی فرزند خواجهعلی، حالتی خاص و منحصر به فرد و استثنائی دارد. این عضو خاندان صفوی نه تنها در سنت تاریخی روایی و خاندانی حکومتی صفویان جایگاهی ندارد، بلکه بهطور واضح و بارزی کینهتوازنه مورد نفرت واقع شده بود. درحالیکه این شیخ صفوی تا حد زیادی مورد توجه حاکمیتهای معاصر بوده و از احترام فراوانی برخوردار بوده است. علاوه بر آن، منابع معاصر تیموری و ترکمانی نیز با لحنی مساعد و مناسب و با تکریم از وی یاد کردهاند. لذا در این میان تناقض خاصی وجود دارد. منابع صفوی با ابهام و اجمال فراوان و با اغراق و مبالغه، این موضعگیری خصمانه را در راستای امر تعیین جانشینی و مخالفت شیخ جعفر با جایگزینی جنید مطرح کردهاند که ضمن آن، با حرارت خاصی پای جهانشاه قراقویونلو را نیز به این ماجرا کشاندهاند؛ تا جایی که خروج جنید از اردبیل را به وی منتسب کردهاند. حال با توجه به این تناقضات و ابهامات، آیا ادعاهای منابع و سنت صفویان دربارۀ امر جانشینی و حقانیت جنید مبدا و منشایی دارد؟ آیا به راستی شیخ جعفر مرتکب رفتار ساختارشکنانهای در خاندان صفوی شده است؟ نگارندۀ این مقاله درصدد است ضمن بیان مقام و موقعیت این شیخ صفوی، چرایی و چگونگی مقابلۀ او با جنید و تبعات آن را مورد بررسی قرار دهد.
|
کلیدواژه
|
صفویان، شیخ جعفر، جنید، جهانشاه، اوزونحسن، حیدر صفوی
|
آدرس
|
دانشگاه ارومیه, گروه تاریخ, ایران
|
پست الکترونیکی
|
a.salarishadi@urmia.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Sheikh Jafar Safavi, a Famous but Unknown Person in the Safavid Tradition ,
|
|
|
Authors
|
Salarishadi Ali
|
Abstract
|
In general, in the tradition of the Safavid dynasty and sovereignty, many former members of this family, who were known as the Safavid Mashayekh, from Sheikh Safi to Shah Ismail, were treated with considerable respect and they had a semisacred position. However, among the members of this family, Sheikh Jafar Safavi, the son of Khajeh Ali, had a special, unique, and distinct situation. This member of the Safavid family not only had discarded from all Safavid historicalnarrative and dynasticgovernmental traditions but was clearly referred resentfully. Although, this Safavid sheikh has been highly considered by contemporary governments and he has been particularly respected. Moreover, he is referred in a very favorable and respectful tone in contemporary Timurid and Turkmen historical sources. Therefore, there is a special contradiction in this matter. Safavid literary and historical sources have described this hostile standing against him with great ambiguity and exaggeration. They pointed out the opposition of Sheikh Jafar to the succession of Junayd. The sources also discussed the role of Jahanshah Qaraqviyunlu in this matter with special partiality to the extent that Junayd’s departure from Ardabil has been attributed to him. Considering these contradictions and ambiguities, does the claim of Safavid sources and traditions about the succession and legitimacy of Junayd have a basis in reality? Has Sheikh Jafar really committed deconstructive acts in the Safavid family? Hence, this article aims to study the status and position of this Safavid sheikh as well as the reasons and the ways of his confrontation with Junayd and the associated consequences.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|