|
|
الگوی مسالهشناسی برای خط مشی گذاری فرهنگی اجتماعی در سازمانهای فرهنگی شهری (مطالعه تطبیقی سازمانهای فرهنگی شهرداریهای تهران، اصفهان و مشهد)
|
|
|
|
|
نویسنده
|
صافی اصفهانی محمدوحید ,بشیر حسن
|
منبع
|
انديشه مديريت راهبردي - 1399 - دوره : 14 - شماره : 2 - صفحه:643 -678
|
چکیده
|
یکی از چالشهای پیشرو در عرصه خط مشیگذاری فرهنگی ایران معاصر این است که یک موضوع و یا رخداد فرهنگی بیش از آنکه از دریچه یک الگوی دقیق رد شود و به مسالهی فرهنگی تبدیل شود، از دالان عقاید، باورها، برداشتها و علایق شخصی فرد خط مشی گذار میگذرد و شکل مساله فرهنگی به خود میگیرد. برای اینکه بتوانیم در فضای فرهنگی کشور، مسالهشناسی کنیم، ضروریست که دریابیم در گفتمان رسمی کشور چه مفاهیم و چه زبانی وجود دارد که سیاستهای فرهنگی جامعه را میسازد. همچنین، فهم و شناخت روندها و روش های مختلف مسالهشناسی برای رسیدن به خط مشی ها و برنامههای منسجم و واحد امری ضروریست.در این تحقیق با رویکرد کیفی و با استفاده از استراتژی مطالعه موردی چندگانه، سه سازمان فرهنگی شهری بزرگ کشور مورد مطالعه قرار گرفته است تا الگویهای مسالهشناسی آنها استخراج و مورد مقایسه قرار گیرد. بر مبنای یافتههای این تحقیق، خط مشی شناسایی شده برای مسالهشناسی فرهنگی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، اصفهان و مشهد به ترتیب: خط مشی «بالادست محوری و تلفیقی» با اولویتهای «فرهنگ دینی تدافعی» و حاکمیت الگوی روال نامهای و «همه موضوعی»، خط مشی «نخبه محوری و تلفیقی» با اولویتهای «فرهنگ شهروندی» و حاکمیت الگوی مفهومی مدیریتی «چندموضوعی» و خط مشی «مردم محوری و تلفیقی» با اولویتهای «فرهنگ مردمی انقلابی» و حاکمیت الگوی پیوست اجتماعی «چندموضوعی» است.
|
کلیدواژه
|
مسالهشناسی فرهنگی، فرهنگ و شهر، خط مشی گذاری فرهنگی، خط مشیهای فرهنگی، سازمانهای فرهنگی، سیاست فرهنگی
|
آدرس
|
دانشگاه امام صادق علیه السلام, ایران, دانشگاه امام صادق علیه السلام, دانشکده معارف اسلامی، فرهنگ و ارتباطات, ایران
|
پست الکترونیکی
|
bashir@isu.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Model of Defining Cultural Issues for SocioCultural Policy Making in Urban Cultural Organizations (Comparative Study of Cultural Organizations of Tehran, Isfahan and Mashhad Municipalities)
|
|
|
Authors
|
Safi Esfahani Mohammad Vahid ,Bashir Hassan
|
Abstract
|
One of the leading challenges in the field of contemporary Iranian cultural policy making is that a subject or cultural event, rather than passing through the lens of a precise pattern and becoming a cultural issue, proceeds through the channel of personal ideas, thoughts, perceptions, and personal interests. In order to be able to identify issues in the country’s cultural environment, it is necessary to understand what concepts and languages there are in the country’s official discourse that shape society’s cultural policies. It is also necessary to understand the various trends and methods of problematics in order to achieve consistent and unified policies and programs.In this research, with a qualitative approach and using multiple case study strategy, three major urban cultural organizations of the country have been studied to extract and compare their problematic patterns. Based on the findings of this study, the identified policy line for cultural issues of Tehran Municipality Cultural Organization is: TopAxial and Integrated Policy with the priorities of ReligiousDefense Culture and the rule of model and allsubject pattern. For Isfahan, the policy is eliteoriented and integrated with the priorities of citizenship culture and the rule of the conceptual model of multisubject management, and for Mashhad is: peoplecentered and integrated policy with the priorities of popularrevolutionary culture. And the dominance of the multisubject social attachment model.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|