|
|
بررسی تطبیقی ادله نظریه «توسعه معنایی الفاظ قرآن» از دیدگاه فیض کاشانی و علامه طباطبایی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
منصورسمایی محمدجواد ,مهدوی راد محمد علی ,پوررستمی حامد
|
منبع
|
پژوهشهاي قرآني - 1400 - دوره : 26 - شماره : 1 - صفحه:5 -26
|
چکیده
|
نظریه توسعه معنایی الفاظ قرآن که به دیدگاه «روح معنا» معروف شده، بهواسطه تجرید امور مادی و حسی، چنان معنای وسیعی به لفظ میبخشد که بسیاری از استعمالات معقول و غیرمحسوس آن را نیز حقیقت میشمارد. غفلت از بررسی ادله این نظریه، موجب سوء فهمهای متعددی از سوی پژوهشگران گردیده است. در این مقاله ادله دو تن از بزرگترین مطرحکنندگان نظریه، یعنی فیض و علامه طباطبایی بررسی گردیده است. هیچکدام از این دو اندیشمند این نظریه را به ممنوعیت استعمال مجاز در قرآن و یا تطابق عوالم مستند ننمودهاند. هردو اندیشمند باوجود تفاوت در بیان نظریه و دلایل مطروحه، در استناد این نظریه به ادله عقلی و ظواهر برخی متون آیات و روایات اشتراک دارند. از استدلال بیانشده توسط ایشان معلوم میگردد این نظریه تنها در برخی الفاظ بهکاررفته در آیات و روایات جاری است و اشکالاتی که برخی بهزعم اجرای این نظریه در تمامی الفاظ مطرح نمودهاند، موجه نخواهد بود.
|
کلیدواژه
|
روح معنا/ گوهر معنا/ توسعه معنایی/ فیض کاشانی/ علامه طباطبایی
|
آدرس
|
دانشگاه تهران، پردیس فارابی, ایران, دانشگاه تهران، پردیس فارابی, ایران, دانشگاه تهران، پردیس فارابی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
purrostami@ut.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
A Comparative Study of the Arguments of the Theory The Semantic Expansion of the Qur’ān’s Words From the Viewpoints of Fayḍ Kāshānī and ‘Allāma Ṭabāṭabā’ī
|
|
|
Authors
|
Mansur Samaee Muhammad Javad ,Mahdavi Rad Muhammad Ali ,Pour Rostami Hamed
|
Abstract
|
The theory of &Semantic Expansion of the Qur’an& which has been known as the &gist of meaning&, imparts such expansive meaning to the wording due to the abstractness of the material and sensible affairs that would consider many of its rational and nonsensible applications as truth. Negligence of studying the arguments of this theory has caused various misunderstandings by researchers. In this article, the arguments of two of the greatest providers of this theory, i.e., Fayḍ and Ṭabāṭabā’ī, are examined. None of these two thinkers has attributed this theory to the prohibition of permitted application in the Qur’an or conformity of realms. Despite their difference in expressing the theory and the arguments raised, both thinkers are common in attributing this theory to the rational reasons and the external aspects of some texts of the verses and narrations. It is revealed from the arguments expressed by them that this theory is common in only some words used in the verses and narrations and that the objections raised by some to the credit of applying this theory in all words, would not be justified.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|