مولفههای زبان شناسی شناختی در گلشن راز شبستری و قصیدۀ تائیۀ کبرای ابن فارض
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
بهرامی رهنما خدیجه
|
|
منبع
|
مطالعات عرفاني - 1402 - شماره : 37 - صفحه:79 -110
|
|
چکیده
|
زبان شناسی شناختی، یکی از رویکردهای مهم در علم زبان شناسی است که بهوسیلۀ آن میتوان به جهانبینی و نظام اندیشگانی شاعران و نویسندگان مختلف دست یافت. از میان اندیشمندان این علم، آرای لیکاف و جانسون، نقش بسزایی در تبیین الگوهای زبانشناختی و استعاری ذهن و زبان دارد. ازاینرو در جستار حاضر، از میان مولفههای زبانشناسیشناختی، به تبیین استعارههای جهتی، براساس آرای لیکاف و نیز طرحوارههای حجمی، حرکتی، چرخهای، تعادل و فرایند براساس الگوی جانسون، در گلشن راز و قصیدۀ تائیۀ کبرای ابنفارض پرداخته شده است. روش تحقیق، توصیفیتحلیلی و مسئلۀ اصلی تحقیق آن است که انواع استعارههای جهتی و طرحوارههای حجمی، حرکتی و تعادل در هر دو اثر بر چه موضوعهایی دلالت دارند؟ نتایج تحقیق بیانگر آن است که انواع استعارههای جهتی و طرحوارههای بهکاررفته در هر دو اثر، بر شناخت ابعاد مختلف معرفتی، شهودی و پدیدارشناختی حرکت نفس در دو قوس نزولی و صعودی دلالت دارند که منجر به کشف معارف و معانی نهفته در مراتب و منازل مختلف میشوند، و نیز با استفاده از ابزارهای زبانشناسیشناختی، میتوان به زبان عرفانی و تشخّص سبکی هر دو شاعر دست یافت. استعارههای جهتی پایین در هر دو اثر، زمینهساز رکود، ایستایی و توقف عارف در سیر الی الله است و نیز استعارههای جهتی بالا، بیانگر سیر استکمالی نفس و رسیدن به فنا و بقای بالله است. در طرحوارۀ حجمی، هر دو شاعر از مکانوارههای انتزاعی، برای تبیین معارف الهی سود جستهاند. در طرحوارۀ حرکتی، هر دو شاعر بر سیر رجوعی و بازگشت به اصل تاکید فراوان دارند.
|
|
کلیدواژه
|
زبان شناسی شناختی، گلشن راز، قصیدۀ تائیۀ کبرا، استعارههای جهتی، طرح وارههای حجمی
|
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد یادگار امام خمینی(ره) شهرری, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
bahramirahnama@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|