>
Fa   |   Ar   |   En
   بررسی نسبت مولوی با عشق در دیوان شمس تبریزی بر اساس پیوندهای عاطفی چهارگان  
   
نویسنده گراشی مهدی ,رضایی مهدی
منبع مطالعات عرفاني - 1400 - شماره : 34 - صفحه:175 -206
چکیده    یکی از مهم‌ترین واژگان، مفاهیم و ارکان علم عرفان، عشق است. این پدیده در نزد عرفا و روان‌شناسان به‌عنوان عامل رفتار و معرفت محسوب می‌شود. چنین اعتباری باعث برقراری پیوندهای عاطفی متنوع و شگفت‌انگیزی بین شاعران و عارفان با پدیدۀ عشق و با سایر پدیده‌ها شده است. از آنجا که بسامد واژۀ عشق در آثار مولوی بیش از سایر عرفای شاعر‌ است، بدین خاطر از سوی قاطبۀ ادبا و مولوی‌‌پژوهان مبنای اندیشه، تخیل و رفتار او همین پیوند عاطفی شدید و عمیق او با عشق پنداشته و فرض می‌شود. حال این پژوهش درصدد برآمد که بر اساس الگوی پیوندهای عاطفی بین شاعر و شیء فتوحی، به تحلیل این پنداشت و فرض در آینۀ دیوان شمس تبریزی بپردازد و بررسی کند که در واقع آیا مبنای رفتارهای مولوی همین پیوند عاطفی او با عشق است یا پیوندی از جنس دیگر است؟ سرانجام یافته‌ها و داده‌های پژوهش حاکی از این شد که اولاً الگوی فتوحی در اثبات وجود یا عدم پیوند عاطفی بین شاعران و اشیا (پدیده‌ها) و تبیین انواع آن کاربرد مفیدی دارد؛ ثانیاً اثبات شد که آن چهار پیوند اصلی الگوی فتوحی بین مولوی و عشق وجود دارد و حتی پیوندهای فرعی دیگری نیز بین این دو، غیر از پیوندهای الگوی فتوحی برقرار شده است؛ اما از بین این پیوندها، بیشترین پیوندی که بین مولوی و پدیده عشق برقرار شده، پیوند «وصف شیء» است و از چشم‌انداز الگوی پژوهش، پیوند وصف شیء ضعیف‌ترین، نازل‌ترین و پایین‌ترین سطح پیوند بین شاعر و یک شیء است و این پیوند، اساساً عاطفی نیست؛ پس پیوند بین مولوی و عشق، عاطفی نیست.
کلیدواژه عشق، عاطفه، تخیل، مولوی، دیوان شمس تبریزی
آدرس دانشگاه سلمان فارسی کازرون, دانشکده ادبیات و علوم انسانی, ایران, دانشگاه سلمان فارسی کازرون, دانشکده ادبیات و علوم انسانی, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
پست الکترونیکی rezaeimehdi56@gmail.com
 
     
   
Authors
  
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved