|
|
|
|
جایگاه احساس و تخیل در نظام فکری دکارت
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
زیرک باروقی عزیزه ,شهرآیینی سید مصطفی
|
|
منبع
|
حكمت و فلسفه - 1393 - دوره : 10 - شماره : 4 - صفحه:99 -116
|
|
چکیده
|
مبحث مربوط به احساس و تخیل در نظام فکری دکارت بسیار مهم است. او در «تامل دوم» احساس و تخیل را بهعنوان حالات آگاهی و بدون اینکه به متعلق خارجی مربوط شوند، ذیل حالات من اندیشنده طبقهبندی میکند. سپس در «تامل ششم» برای اثبات من جسمانی از این دو قوه یاری میجوید و آنها را بهعنوان قوایی معرفی میکند که تحقق آنها نیازمند فعالیت جسمانی است. بنابراین آنها دو قوهای هستند که نه ذهنی محضاند و نه جسمانی محض؛ بلکه ما در اتحاد ذهن و بدن و در مقام انسانی واحد مرکب از نفس و بدن است که میتوانیم از آنها برخوردار باشیم. درواقع، دکارت با پیشکشیدن بحث احساس و تخیل، نهتنها میکوشد وجود جسم بهطور عام و بدن بهطور خاص را اثبات کند، بلکه میخواهد نحوه تعامل دو جوهر متمایز ذهن و بدن را هم تبیین نماید. اما بهنظر میرسد بحث او درباره این دو قوه با نظام دوگانهانگارانهاش سازگار نیست. با بررسی آثار چندی از مفسرین دکارت همچون گریهتفیلد، برنارد ویلیامز، مارگارت داولر ویلسُن و کاترین ویلسُن متوجه میشویم که آنها کمابیش به بحث احساس و تخیل در نظام فلسفی دکارت پرداختهاند، اما بهرغم اهمیت موضوع در نظام فکری دکارت، بهاجمال از آن گذشتهاند. در این میان جانکاتینگم، مترجم اصلی دوره سهجلدی آثار دکارت به انگلیسی و صاحب آثار متعددی درباره نظام فکری دکارت، بیشتر از سایر مفسرین به احساس و تخیل در فلسفه دکارت توجه کرده و آرا متفاوتی را نسبت به دیگر دکارتشناسان مطرح کردهاست. در این مقاله میکوشیم با استناد به آثار دکارت و رجوع به آرا برخی از مفسرین او، به جایگاه احساس و تخیل در فلسفه دکارت و ارتباط این مسیله با دوگانهانگاری دکارت بپردازیم و بهنحوی برجستگی آرا کاتینگم را نسبت به دیگر مفسرین نشان دهیم.
|
|
کلیدواژه
|
احساس ,تخیل ,دوگانهانگاری ,ذهن ,بدن ,اتحاد ذهن و بدن
|
|
آدرس
|
تبریز, دانشجوی دکتری, ایران, تبریز, دانشیار, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|