|
|
|
|
پدیدارشناسیِ هگلی و معناداریِ زندگی
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سفیدخوش میثم
|
|
منبع
|
حكمت و فلسفه - 1393 - دوره : 10 - شماره : 1 - صفحه:79 -92
|
|
چکیده
|
هگل، «پدیدارشناسی» را دانش تجربه آگاهی خوانده است. به نظر می رسد که غایت نهایی این دانش ارایه فلسفه ای برای مطلقِ دانش و به ویژه دانش فلسفه است. اثبات پدیدارشناسانه دانش بودنِ فلسفه پدیدارشناسی کلان مساله ای است که دست کم سه زیرمساله اصلی را دربرمی گیرد و مساله معناداری زندگی یکی از آنهاست. آگاهی در مسیرِ پر از پیچ وخمِ رشد و تن آوردگیِ خود مانند مسافری نمایش داده می شود که درحالِ بسط تجارب خویش است و بر پایه این تجارب به چیستی، معنا، مسـیر و هدف خویش به دیده نقد می نگرد و با دریافت کاستی های خویش سفر را از پی می گیرد تا آنها را برطرف سازد. کلیت این سفر نوعی معنایابی از راه تحقق خویش در غایتش است ولی در همینحال بیمعنایی و پوچی و مفاهیم همگنِ آن ازجمله منازلی هستند که آگاهی در گام هایی از سفرش به گونه ای گذرا خود را ساکن در آنها می یابد. این مقاله با درنظرگرفتن چندلایگیِ جریان پدیدارشناسی تاریخی هگلی در پیِ آن است تا آن را ذیل مفهوم «معناداریِ زندگی» نگریسته و حرکت پدیدارشناسانه آگاهی را ازحیثِ نسبت هایی که با مفاهیم مذکور برقرار می کند، مورد بازخوانی قرار دهد. در نهایت این مقاله می پرسد که آیا نمی توان برای حل مساله معناداری زندگی راه کاری متفاوت از آنچه در فلسفه حق او مطرح می شود یافت؟ پس از آری گویی به این پرسش، ادعای این مقاله این است که «پدیدارشناسی هگلی» راهی برای رهایی از نقد یاکوبی علیه «نیهیلیسم کانتی ـ فیشتهای» است. در این مقاله با تکیه بر متن پدیدارشناسی روح از دو زاویه به دشـواره معناداری زندگی نگریسته می شود: یکی ارزش زندگی بـه طورکلی، و دیگری ارزش های اخلاقی و اجتماعی که درون ارزش کلیِ زندگی قرار می گیرند و باعث ضمانت آن می شوند.
|
|
کلیدواژه
|
پدیدارشناسی هگلی ,معناداری زندگی ,نیهیلیسم ,سوژه فردی ,زبان ِوارونه ,ایده آلیسم مطلق ,اخلاق عرفی ـ اجتماعی (Sittlichkeit)
|
|
آدرس
|
دانشگاه شهید بهشتی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Authors
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|