|
|
|
|
نگاهی تاریخی به واژههای مدینة و مدنی در گزارشهای عربی کتابهای فلسفی یونانی
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
هجری سجاد
|
|
منبع
|
حكمت و فلسفه - 1400 - دوره : 17 - شماره : 68 - صفحه:205 -230
|
|
چکیده
|
بی گمان، اصطلاح شناسی از ضرورت های هر دانشی است که اگر تاریخی انجام شود، سودش دوچندان است. در میان اصطلاحات فلسفه ی عملی که گر چه نام آشناست و در علوم قرآن و نیز تاریخ و عرف فراوان بکار می رود؛ اما به عنوان زبان زدی فلسفی به ویژه با نگاه تاریخی بررسی نشده، واژه ی مدنی است که صفت نسبی مدینة است. این اصطلاح که در میراث جهان اسلام پربسامد است، در عنوان سومین شاخه ی که در انسان شناسی » مدنی بالطبع « بکار رفته و اصطلاح نام ور و بنیادین ،» الفلسفة المدنیة « ، حکمت عملی فلسفی و فلسفه ی علوم اجتماعی محور است، از آن ساخته شده است؛ ازاین رو، پرداختن بدان ضروری است؛ به ویژه بررسی آن در مطالعات تمدنی نیز لازم است؛ زیرا واژه ی تمدن نیز مبتنی بر آن است. این مقاله با بررسی مدینة و مدنی در فرهنگ های اصیل لغت تازی مانند العین، مختار الصحاح، تهذیب اللغة و نیز در برخی کتاب های مرتبط با علوم قرآنی، راه را برای تحقیق آن در گزارش های عربی متن های فلسفی یونانی می گشاید که با پژوهش آن ها به نظر می رسد که مترجم ناشناس خطاب هی ارسطو پیشگام در به کارگیری مدینة و مشتقات آن در ترجمه ی πολις یونانی و مشتقاتش است و در استعمال مدینی به عنوان صفت نسبی مدینة نیز منحصر به فرد است و شاید نشان قدمت آن باشد. در این میان، گویا کندی دربه کارگیری وصف مدنی مقدم است و نیز اسحاق در ترجمه ی اخلاق ارسطو، مدینة و مشتقاتش را هرچند تحت اللفظی ست، به عنوان برابر نهاد πολις یونانی و واژه های برگرفته از آن، بیش از سیاسة و مشتقاتشکه در عربی رایج تر است، می پسندد و بهره می برد.
|
|
کلیدواژه
|
مدینة، مدنی، πολις، اخلاق نیکوماخوس، خطابهی ارسطو
|
|
آدرس
|
بنیاد ایرانشناسی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
sajjadhejri@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
A Historical Look at the Words مدینة and مدنی in the Arabic Translations of Greek Philosophical Books
|
|
|
|
|
Authors
|
Hejri Sajjad
|
|
Abstract
|
The paper is devoted to discussing the question of whether Heidegger is a realist or anti-realist. In the first section, I try to show that Anglo-American proponents of Heidegger are divided into three camps: the first camp characterizes him as a realist, the second describes his philosophy as idealism, and the third camp inclines to say that Heidegger is neither realist nor idealist. Focusing on the robust realism pursued by Dreyfus and Spinoza in the second section, I discuss two arguments they present in favor of the robust version of Heidegger’s realism. The first argument, called the multiple world argument, is inspired by a Kantian insight, and the second argument is based on a phenomenological observation. In the third section, I examine critics’ objections to these arguments. I particularly discuss Wrathall, Malpas, and Rorty’s criticisms and show which of them is on the right track. I conclude that there are good reasons to doubt that Dreyfus and Spinoza’s robust realism would be a plausible philosophical account and an authentic interpretation of Heidegger.
|
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|