|
|
|
|
حضور ضمنی مفهوم فرونسیس (حکمت عملی) ارسطو در «وجود و زمان» هایدگر
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
معین زاده مهدی
|
|
منبع
|
حكمت و فلسفه - 1399 - دوره : 16 - شماره : 62 - صفحه:147 -176
|
|
چکیده
|
قول به تقدم رویکرد عملی (پراتیک) بر رویکرد نظری (تئوریک) به عالم را میتوان یکی از مولفه های بنیادین اندیشۀ هایدگر در «وجود و زمان» دانست؛ چه از نظر وی، نخستین گشایش دازاین به عالم، نه گشایشی نظرورزانه که گشایشی مبتنی بر عمل است و بلکه دازاین خود چیزی نیست جز همان پراکسیس. از این منظر، تئوری صرفاً اشتقاقی از پراکسیس خواهد بود. در«وجود و زمان»، هایدگر البته به تصریح از «فرونسیس ارسطو» سخن به میان نمیآورد. لیکن محتوای کتاب چنان است که به محققین شهیری چون «ولپی» این مجال را میدهد که وجود و زمان را ترجمهای از اخلاق نیکوماخوس ارسطو بدانند. این مقاله تلاش خواهد کرد چهار ظهور ضمنی مفهوم فرونسیس در وجود و زمان را مستخرج و مدلل سازد که این هر چهار ظهور، خود بر مفهوم کایروس که هایدگر در درسگفتار پدیدارشناسی حیات دینی مورد تاکید بلیغ قرار داده، ابتناء دارند.
|
|
کلیدواژه
|
فرونسیس، ارسطو، هایدگر، وجود و زمان، کایروس.
|
|
آدرس
|
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
mehdi.moinzadeh2017@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Tacit Presence of Aristotle’s Phronesis in Heidegger’s Being and Time
|
|
|
|
|
Authors
|
Moinzadeh Mehdi
|
|
Abstract
|
The Priority of the practical approach toward the world to theoretical approach is one of the most fundamental components of Heidegger’s “Being and Time”. In fact, Heidegger believes that the first disclosure of Dasein to the world is based on practice rather than speculation and even Dasein is the same practice. Thus, according to Heidegger, the theory is only a derivative form of Praxis. Heidegger doesn’t refer to “Aristotle’s Phronesis” explicitly in “BT”. However, we can find the implicit presence of this concept all over the book to the extent that researchers like Volpi consider “BT” as a translation of Aristotle’s “Nichomachean Ethics”. I Will try, in this article, to present four tacit presences of Phronesis in “Being and Time” and to show that these four presences have founded on KAIROS that Heidegger emphasizes on it especially in the “Phenomenology of Religious Life” Lecture course.
|
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|