هایدگر و گادامر: دو رویکرد به مفهوم حقیقت نزد افلاطون
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
حسینی توشمانلویی مسعود ,بهشتی محمد رضا
|
|
منبع
|
حكمت و فلسفه - 1397 - دوره : 14 - شماره : 54 - صفحه:35 -68
|
|
چکیده
|
حقیقت در فلسفه هایدگر، یکی از مضامین اساسی است. وی از آغاز اندیشه خویش کوشید مفهوم بنیادیتری از حقیقت عرضه کند و در طول فعالیت فلسفی خویش رویههای گوناگونی در این خصوص در پیش گرفت. با وجود این هرگز از این بصیرت اساسی خویش دست نکشید که حقیقت ἀλήθεια است؛ یعنی کشاکش میان پوشیدگی و آشکارگی. بهعلاوه، هایدگر معتقد است در فلسفه افلاطون، تحولی در ذات حقیقت پدید آمده، بهطوری که حقیقت به «درستی» مبدل شده است. از دیدگاه هایدگر، این تحول منشا «فراموشی وجود» است. گادامر در مقابل بر آن است که افلاطون بهواقع قائل به حقیقت بنیادی ἀλήθεια بوده است و رای هایدگر دایر بر اینکه اندیشه افلاطون لاجرم منجر به فراموشی وجود و سوبژکتیویسم مدرن میشود، رای صوابی نیست. گادامر در اثبات دیدگاه خود راهبردهای گوناگونی در پیش میگیرد. در این مقاله به جایگاه ایده خیر در نظریه مُثُل و مفهوم دیالکتیک در نامه هفتم افلاطون اشاره خواهیم کرد و خواهیم کوشید همراه با گادامر نشان دهیم که در اندیشه افلاطون امکاناتی نهفته است که میتوانند وی را از انتقادات هایدگر مبرا سازن.
|
|
کلیدواژه
|
افلاطون، هایدگر، گادامر، تمثیل غار، حقیقت، ایده خیر، دیالکتیک
|
|
آدرس
|
دانشگاه تهران, ایران, دانشگاه تهران, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
drmrhosseini@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|