ارتباط ساختار منطقی زبان باارزش و معنای زندگی در اندیشه ویتگنشتاین
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
فرجی علیرضا
|
|
منبع
|
حكمت و فلسفه - 1397 - دوره : 14 - شماره : 55 - صفحه:77 -97
|
|
چکیده
|
پرسش از زندگی و حیات پیشینهای به درازای تاریخ بشر دارد و مسئلهای است که در تطور تاریخ اندیشه، چهرههای گوناگونی به خود گرفتهاست. امروزه این پرسش با جدیت بیشتری پیگیری میشود تا بدانجا که حتی در محافل دانشگاهی به شکل گرایشی از فلسفه دین درآمدهاست. همچنین، در میان نحلههای فلسفی گوناگون معاصر، فیلسوفان تحلیلی و زبانی با دقت و ژرفکاوی ویژهای ساختار گوناگون گزارههای زبان را تحلیل کردهاند که تا حدودی در نگرشهای رساله منطقی فلسفی ویتگنشتاین ریشه دارد. بنابراین، تحلیل ساختار منطقی پرسش از معنای زندگی و درستی یا نادرستی طرح آن در اندیشه ویتگنشتاین جذاب و نوین است؛ زیرا از یک سو، در اندیشه دوپاره وی، گزارههای برخی از علوم، مانند اخلاق، فلسفه، هنر، دین و متافیزیک به دلیل همسو نبودن با معیارهای منطقی زبان، مهمل و بیمعنا هستند و از سوی دیگر، باورهای ایمانی و عملگرایانه وی، جلوهای متفاوت به برداشتها از زندگی و حیات انسان دادهاست. از این رو، تلاش ما این است که در مقاله حاضر، تناقض موجود در اندیشه ویتگنشتاین را در تناسب با پرسش مهم معنای زندگی بسنجیم و پاسخ احتمالی او را نقد و بررسی کنیم.
|
|
کلیدواژه
|
ویتگنشتاین، معنای زندگی، فلسفه، منطق، زبان، اخلاق
|
|
آدرس
|
دانشگاه پیام نور مرکز تهران, گروه فلسفه, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
farajireza25@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|