>
Fa   |   Ar   |   En
   شمول‌پذیری «قاعده نفی حرج» نسبت به حرج جنسی و تاثیر آن بر درخواست طلاق قضایی  
   
نویسنده نظری توکلی سعید ,بهرامی لیلا
منبع خانواده پژوهي - 1400 - دوره : 17 - شماره : 65 - صفحه:63 -80
چکیده    بهره‌وری جنسی از جمله حقوق بنیادین زن و شوهر پس از ازدواج است که تامین آن در آموزه‌های مختلف دینی مورد تاکید قرار گرفته و فقها نیز آن را در قالب حق همخوابگی، حق تحریک، حق آمیزش و حق عدم عزل به رسمیت شناخته‌اند. رویارویی زوجه با کژکاری، انحراف یا خشونت جنسی زوج، سبب محرومیت او از این حق شده، وی را در معرض وضعیتی قرار می دهد که تحمل ادامه زندگی مشترک را برای او دشوار می‌سازد. در این پژوهش بر آن هستیم به این پرسش پاسخ دهیم آیا زوجه می‌تواند با استناد به وضعیت دشوار خود در عدم تامین نیازهای جنسی اش آن را مصداق سوء معاشرت زوج دانسته و با استناد به قاعده نفی‌حرج، متقاضی طلاق قضایی باشد.پژوهش حاضر با روش تحلیلی - توصیفی و با اسناد به منابع کتابخانه‌ای انجام شده است.در این پژوهش ابتدا مفهوم حرج جنسی تبیین و سپس بر اساس مبانی فقهی، ظرفیت قاعده نفی حرج برای موجه سازی طرح دادخواست طلاق قضایی بررسی شده است. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که احقاق حقوق جنسی در روابط زناشویی بر اساس معیارهای عرفی مورد پذیرش فقهای مسلمان است. هرچند در بیشتر متون فقهی عنوان حرج ناظر به امور جسمانی است، اما اطلاق «حرج» و کاربست‌های گوناگون آن در مسائل مختلف فقهی، سبب می‌شود تا قاعده نفی حرج، حرج‌های غیر جسمی از جمله حرج جنسی را در برگیرد. از این رو، زوجه پس از قرار گرفتن در وضعیت حرج جنسی و عدم امکان اصلاح رفتار جنسی زوج، قادر خواهد بود آن را مصداق سوءمعاشرت زوج دانسته، بر اساس آن متقاضی طلاق قضایی باشد.
کلیدواژه حرج، حرج جنسی، قاعده نفی حرج، طلاق قضایی
آدرس دانشگاه تهران, گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی, ایران, دانشگاه تربیت مدرس, گروه مطالعات زنان (حقوق زن در اسلام), ایران
پست الکترونیکی lbahrami98@gmail.com
 
   Inclusion of the Rule of Denial of Sexual Hardship and its Effect on the Request for Judicial Divorce  
   
Authors Nazari tavakkoli s. ,bahrami l.
Abstract    Background and Aim: Sexual productivity is one of the fundamental rights of spouses after marriage, which is emphasized in various religious teachings, and jurists have recognized it in the form of the right to cohabitation, the right to stimulation, the right to intercourse and the right to not be dismissed. The wife's confrontation with the husband's perversion, deviation, or sexual violence deprives her of this right,   exposing her in the long run to a situation that makes it difficult for her to continue living together with her husband. In this study, we intend to answer the question of whether a wife can, considering her difficult situation in not her sexual needs being met, consider it as an example of spousal abuse and apply for a judicial divorce based on the rule of negation. Materials and Methods: The present study was performed by descriptiveanalytical method and with documents from library sources. In this study, first the concept of sexual embarrassment is explained and then, based on jurisprudential principles, the capacity of the rule of negation of Haraj to justify the lawsuit of judicial divorce is examined. Results: The present study shows that the realization of sexual rights in marital relations based on customary criteria is accepted by Muslim jurists. Although in most jurisprudential texts the title of embarrassment refers to physical affairs, the application of embarrassment and its various applications in various jurisprudential issues causes the rule of negation of embarrassment to include nonphysical embarrassments, including­ sexual harassment. Therefore, after being in a state of sexual distress and the impossibility of correcting the couple's sexual behavior, the wife will be able to consider it as an example of the couple's social abuse, according to which she can apply for a judicial divorce.
Keywords Embarrassment ,Sexual Harassment ,the Rule of Denial ,Legal Divorce
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved