رستم و جستوجوی فردیّت در جهانگیرنامه
|
|
|
|
|
نویسنده
|
ستاری رضا ,باقریخلیلی علیاکبر ,خسروی سوگل
|
منبع
|
پژوهش زبان و ادبيات فارسي - 1396 - شماره : 44 - صفحه:55 -80
|
چکیده
|
جهانگیرنامه، سروده قاسم مادح، یکی از منظومه های حماسی است که به شرح زندگی رستم پس از مرگ سهراب و سپس آشنایی او با دلنواز، دختر مسیحای عابد، و تولد جهانگیر و شرح دلاوری های او می پردازد. در بخش آغازین داستان، رستم که پس از کشتن سهراب دچار بیهویتی و سردرگمی و پریشانی شده است، با ترک وطن و رفتن به سرزمین مازندران و به عبارتی با قدم نهادن به عالم ناخودآگاهی، سفری درونی را آغاز می کند که منجر به تحوّل شخصیت او می شود. سفر رستم به مازندران و حوادثی که با آن روبرو می شود و مراحلی که پشت سر می گذارد، قابلیت نقد کهنالگویی را دارد. این پژوهش بر مبنای فرآیند فردیّت در روان شناسی تحلیلی یونگ، به بررسی کهن الگوهای این منظومه از جمله نقاب، آنیما، سایه، پیر خردمند و... پرداخته و تحقّق دوباره فرآیند فردّیت را در شخصیت رستم تحلیل کرده است؛ در این داستان رستم پس از کشتن سهراب، با ترک عالم خودآگاهی (ایران) و قدم نهادن به سرزمین ناشناخته ناخودآگاهی (مازندران) و پس از رویارویی با عناصر و جنبههای ناخودآگاهی، آماده یافتن فردّیت ازدسترفته خود می شود. فردّیت رستم که با مرگ سهراب خدشه دار شده است، با رویارویی با جهانگیر، که جانشینی برای سهراب است، بازسازی می گردد.
|
کلیدواژه
|
روانشناسی تحلیلی یونگ، فرایند فردیت، جهانگیرنامه، رستم،
|
آدرس
|
دانشگاه مازندران, ایران, دانشگاه مازندران, ایران
|
پست الکترونیکی
|
sogol.khosravi@yahoo.com
|
|
|
|
|