>
Fa   |   Ar   |   En
   مرگ اندیشی هدایت؛ نگرشی فلسفی یا روان‌شناسانه؟!  
   
نویسنده شاهینی علیرضا ,نصراصفهانی محمدرضا
منبع پژوهش زبان و ادبيات فارسي - 1390 - شماره : 23 - صفحه:79 -100
چکیده    از دیدگاه شماری از منتقدان، صادق هدایت در بیشتر داستان‌های خود، قهرمانانش را به مرگ سوق می‌دهد و این مسیله برآمده از ذهن مرگ‌اندیش و فلسفه بدبینانه وی درباره زندگی است. از معضلات نقد داستان های هدایت، یکی همین است که آثارش سرشار از یاس فلسفی دانسته شده و دیگر اینکه شخصیت‌های اصلی داستان پیش را، مثل راوی بوف کور، آیینه شخصیت خود نویسنده می‌دانند؛ اما با دقت در بن مایه های داستانی هدایت، باید در مرگ فلسفی این شخصیت ها به سو ظن نگریست. هدایت از جمله نویسندگانی است که در ساختار روایت داستان‌های خود، رویکردی ویژه به نمایش جنبه‌های روانی شخصیت ها دارد. بنا بر نظریه روان‌شناسانه فروید درباره دو غریزه عشق و مرگ‌ به عنوان دو غریزه اصلی انسان- غریزه عشق به زندگی در پی شکست و نرسیدن به آرزوها در وجود انسان افول کرده و به ناچار جای خود را به غریزه مرگ می دهد. در این مجال، ردپای این نظریه روان‌شناختی در بن مایه داستان‌های هدایت بررسی می‌شود.
کلیدواژه غریزه ,مرگ ,عشق ,زندگی ,هدایت و فروید. ,instinct ,death ,Eros ,life ,Hedayat ,Freud
آدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد آباده, ایران, دانشگاه اصفهان, ایران
 
     
   
Authors
  
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved