|
|
نقشهای زنانه در رمانهای «پیرزاد» و «وولف» با تکیه بر نقشهای کهنالگویی یونگ
|
|
|
|
|
نویسنده
|
رامین نیا مریم ,علی مددی منا ,بای مریم
|
منبع
|
پژوهش زبان و ادبيات فارسي - 1398 - شماره : 54 - صفحه:75 -105
|
چکیده
|
نقد کهن الگویی که بر پایۀ نظریّه های «کارل گوستاو یونگ» پایهگذاری شده است، کهنالگوها را در متنهای ادبی میکاود و نقشها، کارکردها و دگردیسی آنها را تبیین میکند. از جمله کهنالگوهایی که یونگ در آثارش برمیشمرد، میتوان به چهار کهنالگوی زنانه اشاره کرد که به صورت نقشهایی زنانه در زندگی آنان نمود مییابد. این چهار نقش عبارتند از: نقش مادر، همسر، مدونا و نقش آمازون. این نقشها در ارتباط با سایرین، محیط و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی در رفتارهای زنان ظهور مییابد. با بررسی آثار ادبی زنان میتوان چگونگی و میزان حضور این نقشها را مشاهده کرد. رماننویسان زن غربی و ایرانی به فراخور محیط، فرهنگ و هنجارهای اجتماعی به این نقشها پرداختهاند. در پژوهش حاضر به بررسی میزان نمود این نقشهای زنانه و بررسی مقایسهای آنها در رمان های «چراغ ها را من خاموش می کنم» و «عادت می کنیم» از زویا پیرزاد و «خانم دالوی» و «به سوی فانوس دریایی» از ویرجینیا وولف پرداخته شده است. نتیجۀ اجمالی پژوهش نشان میدهد که نقشهای زنانهای که بر اساس کهنالگوهای یونگ تبیین شدهاند، در پیرزاد و وولف یکسان به کار گرفته نشده است. وولف به عنوان رماننویس غربی به نقشهای مادر و همسر به صورتی متعادلتر پرداخته است. در «به سوی فانوس دریایی» نقش مدونا حضور پررنگی دارد و در عوض در «خانم دالوی» آمازون توانسته است با قدرت کافی به نمایش خود بپردازد. در نوع پرداختن به این نقشها، نگرش فمینیستی وولف بیتاثیر نبوده است. از این رو خصلت جنگندگی، کنشگری و استقلال زنان وولف بارزتر است. در آثار پیرزاد، نقش مادر را با رویکردی فداکارانه و نقش همسر را محافظهکارانه مشاهده میکنیم. وی برای نقش مدونا، جایگاه ویژهای در نظر گرفته است و نقش آمازون را در چارچوب فرهنگ سنتی شرقی و به صورتی گام به گام و کمرنگ وارد آثارش کرده است.
|
کلیدواژه
|
نقشهای زنانه، کهنالگو، یونگ، ویرجینیا وولف، زویا پیرزاد
|
آدرس
|
دانشگاه گنبدکاووس, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه گنبدکاووس, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه گنبدکاووس, ایران
|
پست الکترونیکی
|
maryam.bay.9@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Feminine Roles in the Novels “Pirzad” and “Wolf” Based on Jung's Archetypal Theory
|
|
|
Authors
|
Ramin Nia Maryam ,Ali madadi Mona ,Bay Maryam
|
Abstract
|
The critique of archetype, based on the theories of Carl Gustav Jung, explores archetypes in literary texts and explains their roles, functions, and transformations.Among the archetypes that Jung enumerates in his works, we can mention four female archetypes that appear as feminine roles in their lives. These four roles are: the role of mother, wife, Madonna and the role of Amazon. These roles appear in relation to others, the environment and the culture that governs the living environment in women's behaviors. By examining the literary works of women, it is possible to see how and to what extent these roles are present. By studying the literary works of women, one can see how these roles are present. Western and Iranian female writers drawers these roles in different ways.In the present study, we, comparatively, analyze these feminine roles in the novels “Cheraghha Ra Man Khamoosh Mikonam (I turn off the lights)” and “Aadat Mikonim (We get used to)” by Zoya Pirzad and “Mrs. Dalloway” and “To the Lighthouse” by Virginia Woolf. The conclusion shows that the feminine roles based on Jung archetypes are not used in the same way in Pirzad and Wolf. As a Western novelist, Wolff deals with the roles of mother and wife in a more balanced way. She has applied much more Madonna's role for “The Lighthouse” but Amazon role in Mrs. Dalioway has drawn powerfully. Wolf's feminist approach has not been ineffective in addressing these issues. In Pirzad's works we see the role of the mother in a sacrificial approach and the role of wife in the conservative approach. She has a special place for the role of Madonna and has gradually incorporated the role of Amazon in the framework of traditional Eastern culture in a stepbystep and faint way in her works.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|