|
|
گفتمانهای رایج روزگار سهروردی و برساخت روایی مونسالعشاق
|
|
|
|
|
نویسنده
|
شمسی غلامرضا ,یعقوبی جنبه سرایی پارسا
|
منبع
|
پژوهش زبان و ادبيات فارسي - 1396 - شماره : 47 - صفحه:121 -142
|
چکیده
|
شیخ اشراق اندیشههای حکمای شرق و غرب عالم را به هم ترکیب کرد و حاصل از این ترکیب را خمیره ازلی نام نهاد. او در یکی از رسالات رمزی خود با نام مونسالعشاق یا فی حقیقه العشق، نام موجودات صادر از عقل اول را تغییر داده و با نام شخصیتها و رخدادهای داستان عاشقانه عارفانه یوسف و زلیخا درآمیخته است. محقّقان با تاثر از نگاه اشراقی شیخ به تحلیل فلسفی عرفانی این روایت پرداختهاند، بیآنکه به جنبههای سیاسی و اجتماعی مندرج در ژرفساخت این اثر توجه نشان دهند. رخدادهای اجتماعی و سیاسی و بهطور کلّی بافت موقعیّت و متن، فرض وجود اندیشههای سیاسی و ایدئولوژیک شیخ را در آثار او و از جمله در این اثر تقویت میکند. تحلیل این قصّه با روش تحلیل انتقادی گفتمان در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین نشان میدهد که سهروردی در این قصّه، سه گفتمان اصلی رایج در عصر خود را که در متون عرفانی با اصطلاحات «شریعت»، «طریقت» و «حقیقت» تجلّی یافتهاند، توصیف و نقد کرده است و با انتخاب شخصیتها، مکانها، همآییها، تضادّ معانی و جنبههای استعاری و رمزی، گفتمان گروه دوم را بر دو گروه دیگر تفوّق میبخشد. گفتمان گروه دوم رمزی از تعلق گفتمانی خود او است که غالب کردارها و گفتارهایش در قالب شخصیت مثالی عشق و شخصیت تاریخی زلیخا پدیدار شده است.
|
کلیدواژه
|
مونسالعشاق، سهروردی، تمثیل عرفانی، تحلیل گفتمان انتقادی
|
آدرس
|
دانشگاه کردستان, ایران, دانشگاه کردستان, ایران
|
پست الکترونیکی
|
p.yaghoobi@uok.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Common Discourses in Suhrawardi's Era and the Narrative Construction of Moones Al Oshagh
|
|
|
Authors
|
shamsi gholamreza ,yaghoobi janbesaraei parsa
|
Abstract
|
Sheikh Eshragh mixed the thoughts of the wise men of the East and the West of the world and called it, “Eternal Essence” or Khamyreh Azali”. In one of his symbolic treatises; “Moounes Al Oshagh” or “Fi Haghighat Al Eshgh”; He has changed the names of the creatures from “the First Intellect” or “Aghl’ e Avval”, and mixed it with the names of the characters and the events in the romanticmystical story of Joseph and Zoleikha. The researchers under the influence of Sheikh’s illuminationist viewpoint present a philosophicalmystical analysis of this narration without getting involved in the political and social aspects hidden in the deep structure of this work. Social and political events and generally the cotext and the context of situation reinforces the assumption of the existence of political and ideological thoughts in Sheikh's works, and in this story. Fairclough's critical discourse analysis approach is one of the most comprehensive methods to study the ideological attitudes of the texts. Analyzing this story by this method in three levels of description, interpretation, and explanation shows that Suhrawardi has described and criticized three common discourses in his era in this story, which are manifested in mystical texts under the terms Shariat, Tariqat and Haghighat. Through selecting characters, places, collocations, opposite words and metaphoric and symbolic aspects, he enriches the discourse of the second group as the dominant discourse. The discourse of the second group is a symbol of his own ideological discourse that has been emerged through the allegorical character of love and the historical figure of Zoleikha.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|