>
Fa   |   Ar   |   En
   «بررسی عنصر زمان در روایت با تاکید بر حکایت ”اعرابی درویش“ در مثنوی»  
   
نویسنده غلامحسین زاده غلامحسین ,طاهری قدرت اله ,رجبی زهرا
منبع پژوهش هاي ادبي - 1386 - دوره : 4 - شماره : 16 - صفحه:199 -218
چکیده    مولوی از بزرگترین داستانپردازان عرفانی ادب فارسی است که به قصد بیان نکات تعلیمی و عرفانی به داستانسرایی روی آورده است. تیز هوشی او در درک دغدغه ها و زوایای روح آدمی و آشنایی او با رفتارهای اجتماعی مخاطبان و چیره دستی وی در به کارگیری اصول دقیق فنون داستانپردازی، باعث شده است که مثنوی او به عنوان یک اثر مشهور، در جهان زنده و پایدار بماند. اشراف و تبحر او در هفت قرن پیش بر انواع شگردهای داستانپردازی، که ظرایف و فنون آن به تازگی بر منتقدان مکشوف شده، حیرت آور است. یکی از این شگردها چگونگی به کار گرفتن عنصر« زمان» در روایت است. یکی ازمحققانی که در چند دهه اخیر به چگونگی زمانمندی در روایت پرداخته، ژنت فرانسوی است که نظر خود را در قالب سه مبحث «نظم، تداوم و بسامد» مطرح کرده و در این زمینه به شهرت رسیده است. نگارندگان در این مقاله کوشیده اند براساس نظریه ژنت، نشان دهند که مولانا عنصر زمان را در روایت «اعرابی فقیر و زنش» چگونه به کار برده و به عنوان یک داستانپرداز در مسیر حرکتش از زمان تقویمی به زمان متن، چگونه و تا چه حد در عرصه زمان و کنش به گزینش های مختلفی دست یازیده است و این گزینش ها و نوع خاصی از زمانمندی که مولوی آن را در روایت اعرابی به کار بسته است از نظر اصول داستانپردازی چه ارتباط مستقیم و معناداری با محتوای حکایت دارد.  
کلیدواژه نقد ادبی، داستان نویسی، زمان، ژنت، مثنوی معنوی، روایت، اعرابی درویش و زنش.
آدرس دانشگاه تربیت مدرس, ایران, دانشگاه پیام نور, ایران, دانشگاه تربیت مدرس, ایران
 
   An Examination of the Element of Time in Narratives with a Focus on the “Tribal Arab Dervish” in the Masnavi  
   
Authors
Abstract     Gholam-Hossein-Zadeh.Gh., ,PH.D.Taheri,Gh., PH.D.Rajabi.Z., PH.D. Abstract: Molavi is one of the greatest mystical storytellers in Persian literature who has adopted storytelling to convey didactic and mystical notions. Molavi’s Masnavi remains a well-known work throughout the world thanks to his intelligence in understanding the concerns and dimensions of human soul as well as to his grasp of the social traits of the readership, plus his superb skills in applying the delicate techniques of storytelling. It is quite surprising that he had such a mastery of storytelling techniques some seven centuries ago, while critics have only recently discovered its subtleties and techniques. Among these techniques is the skillful use of the time element in narratives. Over the past decades, a French researcher has elaborated on temporality in narratives, presenting his views under three topics – order, continuity, and frequency. His theory is well known.   In this paper we will try to show, based on the French scholar’s theory, how Molavi has utilized the time element in the tale “The Tribal Arab Dervish and His Wife”. We will also attempt to understand how and to what extent he has made choices in temporal and actual terms, moving from chronological time to textual time. These choices and the particular type of temporality Molavi has applied in the said story are analyzed to see if they have a direct and meaningful relationship with the theme of the tale. 
Keywords Key words: literary criticism ,story writing ,time ,Masnavi ,narrative ,The Tribal Arab Dervish and His Wife
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved