>
Fa   |   Ar   |   En
   تحلیل شخصیت داستانی ابراهیم ادهم براساس مثنوی مولوی  
   
نویسنده غلامحسین زاده غلامحسین
منبع پژوهش هاي ادبي - 1386 - دوره : 4 - شماره : 16 - صفحه:161 -182
چکیده    شخصیت یکی از عناصر اصلی داستانپردازی است و انواع مختلفی دارد که یکی از آنها شخصیتهای تاریخی است. در داستانهای مثنوی از اشخاص تاریخی زیادی یاد شده است، اما همان‌طور که حکایات تاریخی با «گزارشهای تاریخی» و گزارشهای تاریخی با «رویدادهای تاریخی» فرق دارد، شخصیتهای تاریخی مثنوی نیز با شخصیت داستانی آنها متفاوت است. یکی از این اشخاص، ابراهیم بن ادهم، سرسلسله عرفای خراسان است که حکایت ترک امارت او بسیار مشهور است.اگرچه دربارۀ پیشینه زندگی ابراهیم ادهم اطلاعات تاریخی چندانی در دست نیست در بعضی از داستانهایی که از منطقه آسیای میانه به دست آمده است، حکایاتی دربارۀ سابقه تاریخی زندگی وی می‌توان یافت، اما این حکایت بیش از سایر حکایات مربوط به او با خیالپردازیهای راویان در آمیخته است؛ چنانکه درباره حکایت ترک امارت او نیز روایات گوناگونی وجود دارد که خود قابل تقسیم به سه گروه اصلی «اشتر، رباط و صید» هستند. این سلسله روایات اگرچه از نظر حوادث با هم متفاوت است از نظر آغاز و انجام حکایت و خط سیر کلی حوادث آن با هم یکسان است. مولانا از بین این  سه روایت، روایت جستن اشتر را برگزیده و در مثنوی نقل کرده است. از بین سایر کسانی که این روایت را نقل کرده‌‌اند و از نظر زمانی و فکری به مولانا نزدیکترند، می‌توان از عطار و شمس و سلطان ولد یاد کرد. روایات این چهار نفر(1+3) اگرچه از نظر شباهت در یک گروه قرار می‌گیرد در عین حال از نظر چگونگی داستانپردازی و بخصوص چگونگی پیش بردن گفتگوها با هم متفاوت است که نتایج نقد و بررسی‌ آنها نشان می‌دهد شیوه حکایت‌پردازی شمس از شیوه روایت سه نفر دیگر قویتر و با اصول داستانپردازی سازگارتر است. 
کلیدواژه مولوی، مثنوی، داستان، ابراهیم ادهم، نقد ادبی
آدرس دانشگاه تربیت مدرس, ایران
 
   An Analysis of the Narrative Character of Ibrahim Adham Based on Molavi’s Masnavi  
   
Authors
Abstract     GholamHosseinZadeh.Gh,PH.D.                                                                  Abstract: The character, as a major element of storytelling, has many varieties. One of them is the historical character. The Masnavi contains many historical characters, but since historical stories are different from “historical accounts”, and historical accounts are not the same as “historical events”, the historical characters included in the Masnavi are different from their story versions. One of them is the chief of the Khorasan mystics, Ibrahim Adham, whose abandoning of power (emirate) is well known.   Although there is not much historical information available on the life of Ibrahim Adham, one may find tales about him in some stories from the Central Asia; however, these are mixed with fiction. There are also various accounts of him abandoning the emirate which come under three major titles, namely “the camel, the caravanserai, and the hunt.” They feature different events but share the same beginning, end and storyline. Molavi has chosen the camel story and put it in his Masnavi. There are also others who have related the same story and who are temporally and intellectually close to Molavi, among them Attar, Shams, and Sultan Valad. Although the quartet(3+1)’s narrations are considered similar and put in the same group, they are characterized by different storytelling and dialectic techniques. Upon analysis, it turns out that the narrative technique of Shams excels those of the rest, better conforming to storytelling principles.  
Keywords Key words: Molavi ,Masnavi ,story ,Ibrahim Adham ,literary criticism
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved