>
Fa   |   Ar   |   En
   نارساییهای نقد روانشناختی ادبی در ایران  
   
نویسنده مهدوی فرزانه ,غلامحسین‌زاده غلامحسین
منبع پژوهش هاي ادبي - 1392 - دوره : 10 - شماره : 41 - صفحه:77 -98
چکیده    اگر ادبیات را برساخته زبانی فاخر و چندلایه ‌بدانیم که نیازمند تفسیر است، و روانشناسی را دانشی توانا بر تفسیر بخشی از جنبه‌های آثار ادبی به شمار آوریم، درخواهیم یافت که رابطه روانکاوی و ادبیات می‌تواند رابطه دو نیروی همکار برای کشف دنیایی باشد که در زیر زبان آثار ادبی، ناشناخته و پنهان مانده است. از ‌همین‌ رو محققان زبان فارسی تاکنون تحقیقات بسیاری را بر مبنای دیدگاه‌های نقد روانشناسانه انجام داده‌اند، بررسیها نشان می‌دهد کسانی که به این تحقیقات دست یازیده‌اند بیشتر از نظریه‌های فروید، آدلر، لاکان و بخصوص یونگ در نقد آثار ادبی سود جسته‌اند. در این مقالات اگرچه اطلاعات مفیدی ارائه شده‌ است، بخش عمده‌ای از آنها دچار نارساییهایی شده‌اند که غالباً از اطلاعات ناکافی یا کم‌دقتی نویسندگان یا جهت‌گیریهای افراطی و تفریطی آنها ناشی‌شده‌ است، برای مثال گاهی نویسنده‌ای با نوعی جانبداری از اثر ادبی خاص کوشیده است آن را با وجوه مثبت نظریه‌ای مشخص منطبق کند و به تعریف و تمجید آن بپردازد، یا برعکس با نوعی قطعی‌انگاری بی‌دلیل نظریه، سعی کرده است شواهدی بیابد که بر اساس آن بتواند به پریشان‌احوالی و بیمار بودن نویسنده یا شخصیتهای اثر وی حکم کند، یا کوشیده است به هر صورتی که شده بین دو چیزی که هیچ ارتباطی با هم  ندارند، ارتباطی برقرار کند و به گمان خود نوشته‌ای نوآورانه عرضه کند. در مجموع این نوع جهت‌گیریها سبب‌شده‌ است آسیبهای جدی به نقد روانشناسانه آثار ادبی فارسی وارد شود. در این مقاله با بررسی مقاله‌هایی که در این زمینه به زبان فارسی نوشته شده است، نقد ادبی روانشناختی در ایران به اجمال بررسی شده و نقاط قوت و ضعف آن بیان شده است.
کلیدواژه نقد ادبی، نقد روانشناختی، آسیب‌شناسی نقد
آدرس دانشگاه تربیت مدرس, ایران, دانشگاه تربیت مدرس, ایران
 
   Deficiencies in the Literary-psychological Criticism in Iran  
   
Authors
Abstract    If we consider literature a pervasive and manifold construct, which is in need of interpretation, and if we consider psychology a knowledge capable of interpreting some aspects of literary works, we can notice that the relationship between psychiatry and literature can be the cooperation between two forces for discovering a world, which has remained hidden and unknown under the shade of the language of literary works. Therefore, the Farsi language scholars have carried out many studies so far on the basis of psychological criticism perspectives. The results show that those performing such research have mainly utilized Freud, Adler, Lakan and especially Yung theories in the criticism of literary works. Although these papers present useful information, most of them suffer deficiencies resulting from insufficient information or carelessness of the authors or their extreme biases. For example, sometimes an author has tried to exercise a bias for a specific literary work and through matching it with positive aspects of a specific theory to appreciate and praise that work. At some other times, an author has tried to find evidence based on an unreasonable certainty in the theory to make him/her able to warrant the disruptive and the unhealthy character of the author and different characters in his/her work.Sometimes, the author tries to tie two things, which are not related by any means in order to present an innovative writing. Overall, these biases make serious damages to the psychological criticism of Farsi literary works. By investigating the discourses written in this regard in Farsi, this paper investigates in detail the literary-psychological criticism in Iran and presents its weak and strong points.
Keywords Literary criticism ,Psychological criticism ,Pathology of criticism
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved