تحلیل روایت شناسانه داستان گنبد پیروزه هفت پیکر
|
|
|
|
|
نویسنده
|
بامشکی سمیرا ,پژومندداد بهاره
|
منبع
|
پژوهش هاي ادبي - 1388 - دوره : 6 - شماره : 23 - صفحه:45 -66
|
چکیده
|
با بررسی الگوهای تحلیل پیرنگ در نظریههای روایتشناسی به این پرسش پاسخ میدهیم که «الگوی کنشهای» طرح داستان گنبد پیروزه چیست و این الگو بیانگر و نشاندهنده چیست. با این پژوهشِ ساختاری به شناخت ذهن بشر آنگاه که در حالت خلق روایت عرفانی است دست مییابیم. برای تحلیل این روایت از روش تودورف و گریماس استفاده شده است. اساس روش تودورف به شناسایی الگوی کنشهای داستانی و عنصر ثبت بنمایه اصلی اختصاص دارد. با شناسایی این دو مورد تایید میشود که روند شکلگیری و پیشرفت کنشهای داستانی در داستان ماهان با داستان هبوط تطابق دارد و بنمایه اصلی این داستان یکسان است. برای اثبات این یکسانی از روش گریماس استفاده میشود که بر پایه جفتهای متقابل داستانی و الگوی کنشگرها (شخصیتها) استوار است که از این طریق تناظر و برابری شخصیتهای دو داستان نشان داده میشود.با توجه به شواهد نتیجه این میشود که داستان ماهان در طبقهبندی قصههای عرفانی قرار میگیرد و سرچشمه و ریشه آن داستان هبوط است.
|
کلیدواژه
|
داستان گنبد پیروزه، روایت شناسی ساختاری، داستان هبوط، نظامی گنجوی، هفت پیکر، الگوی کنش
|
آدرس
|
دانشگاه فردوسی مشهد, ایران
|
|
|
|
|
|
|