جایگاه حکومت در دیدگاه و جهانبینی بیهقی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
مبارک وحید
|
منبع
|
مطالعات ايراني - 1396 - دوره : 16 - شماره : 31 - صفحه:185 -201
|
چکیده
|
تاریخ مسعودی یا بیهقی در بردارندۀ دورة حکومت یک دههای مسعود غزنوی و شرح به پادشاهی رسیدن مسعود و ضبط سرزمینهای تحت حکم وسپس ظهورو بروز اختلافها وکشته شدن مسعود است. بیهقی ضمن نقد مسعود وکارکردش، از دیدگاه ویژۀ خودش که پادشاهی را به عنوان حاکمیت چیره، مستولی و درست میبیند، به گزارشاعمال مسعود میپردازد و در لابهلای تاریخی که در برگیرندۀ جهانبینی اوست، نظریۀ حکومتی خودش را که بنیاد دینی- سیاسی دارد و مبتنی بر حاکمیت الهی پادشاه (ظل الله فی الارض) است، ارائه میکند. در این دیدگاه، تقدیر و اراده و مشیت الهی، غالب بر همه چیز است و کارهای سلطان در جهت همسویی با تقدیر روی میدهد؛ وی کارگزار ارادۀ الهی است (تعز من تشاء و تذل ....) و به نمایندگی از خلفا یا جانشینان پیامبر برروی زمین، مطابقت عملش با فرمانهای خداوند را کسبمیکند و از اسباب مادی چون مشورتهای وزیر و یاری سپاهیان و حمایت مردمان بهره میگیرد تا با عدالت و با غزوهایش، به گسترش دین و اهداف دینی بر کرۀ ارض و بخصوص هندوستان کمککند. این پژوهش با مطالعۀ کتابخانهای و بهروش تحلیل محتوا، در پاسخ به چگونگی نظریۀ حکومت در تاریخ بیهقی، به این نتیجه میرسد که اندیشۀ بیهقی، مدیریتی سنتی و تفکر ایرانی- اسلامی شدۀ حکومت از دیدگاه افلاطون است.
|
کلیدواژه
|
تاریخ بیهقی، نظریۀ حکومت، افلاطون، دین و سیاست، فرّ، تقدیر
|
آدرس
|
دانشگاه رازی, ایران
|
پست الکترونیکی
|
taherehghasemi87@gmail.com
|
|
|
|
|