|
|
|
|
سیاست و مواضع ایالاتمتحده آمریکا درقبال بحران یمن (2019-2011)
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
نجفی شهلا ,بزرگمهری مجید
|
|
منبع
|
مطالعات بين المللي - 1399 - دوره : 17 - شماره : 1 - صفحه:141 -168
|
|
چکیده
|
مواضع و سیاست خارجی قدرتهای بزرگ همواره تاثیرات ملموسی را درعرصه نظام بینالمللی و نظام های منطقه ای داشته است. بحران یمن درسال 2011 از یکسو ناشی از مسائل ملی و مشکلات داخلی و نارضایتی مردم و از سوی دیگر متاثر از تحولات منطقهای و فراملی، آغاز شد و از سال 2015 با ورود بازیگران فراملی شکل جدیدی به خود گرفت. درمیان بازیگران فراملی، ایالات متحده آمریکا، ائتلاف عربی به رهبری عربستان، امارات و ایران نقش پررنگتری نسبت به سایر بازیگران دارند. سوال اینست که سیاست و مواضع ایالات متحده آمریکا در قبال بحران یمن چگونه ارزیابی میگردد؟ در پژوهش حاضر از روش توصیفی-تحلیلی و تحلیل اسناد، استفاده شده است. چهارچوب نظری پژوهش معطوف به بهرهگیری از نظریه نظام های منطقه ای کانتوری واشپیگل به ویژه مبحث سیستم بازیگران خارجی مداخلهگر می باشد. هدف مقاله نیز، کمک به دستگاه سیاست خارجی ایران برای برنامه ریزی در سیاست های منطقه ای است.نتیجه کلی مقاله نشان میدهد که که سیاست اصلی آمریکا در این بحران، ایجاد موازنه قوا میان عربستان و ایران، و در این راستا دامن زدن به تنش و درگیری میان طرفهای درگیر برای کاهش توان ایران و وابستگی بیشتر عربستان به غرب است. ایجاد فضا برای تشدید احساس خطر نزد کشورهای عربی خلیج فارس از هژمونی ایران و افزایش تنشها، بستر وابستگی روزافزون کشورهای عربی جنوب خلیج فارس به غرب و تسلیحات آمریکایی را فراهم میکند و منابع نفتی و انسانی کشورهای اسلامی منطقه در مسیر نابودسازی یکدیگر هزینه میگردد، سیاستی که اسرائیل نیز شدیدا آن را دامن میزند.
|
|
کلیدواژه
|
آمریکا، بحران یمن، سیستم مداخلهگر، عربستان سعودی، ایران، خاورمیانه
|
|
آدرس
|
دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره), ایران, دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره), ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
bozorgmehri@soc.ikiu.ac.ir
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The US Policies and Positions on the Yemeni Crisis (20192011)
|
|
|
|
|
Authors
|
Najafi Shahla ,Bozorgmehri Majid
|
|
Abstract
|
The positions and foreign policies of great powers have always had a tangible impact on the international and regional systems. The Yemeni crisis began in 2011 on the one hand due to national issues and internal problems and popular dissatisfaction, and on the other hand due to regional and transnational developments, and took on a new form in 2015 with the arrival of transnational actors. Among the transnational actors, the United States, the Arab League led by Saudi Arabia, the UAE, and Iran play a more prominent role than the other actors. The main question is how the US policy and position on the Yemeni crisis is assessed? The research hypothesis states that the main policy of the United States is to create a balance of power between Saudi Arabia and Iran, and in this regard, to provoke tensions and conflicts between the parties involved to reduce Iran’s power and Saudi Arabia’s greater dependence on the West. The US approach suggests that escalating tensions are increasing the Arab Gulf states’ dependence on the West and US weapons, and that the oil and human resources of the Islamic countries in the region are being spent on destroying each other, a policy that Israel strongly encourages. In the present study, we are trying to analyze the data using descriptiveanalytical methods and document analysis. The theoretical framework of the research is focused on using the theory of regional contour and SPIEGEL systems, especially the system of intervening foreign actors. The ultimate goal of the study is to assist the Iranian foreign policy apparatus in planning regional policies.
|
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|