>
Fa   |   Ar   |   En
   حقوق بشر، دین و نظام سلسله مراتبی مقبول: تحلیلی بر نظریه جان رالز  
   
نویسنده هوشمند حسین
منبع حقوق بشر - 1399 - دوره : 15 - شماره : 1 - صفحه:69 -90
چکیده    تار و پود جامعه جهانی از سنت های فلسفی، اخلاقی و دینی متفاوت، معقول و قیاس ناپذیر تنیده شده است. این «واقعیت تکثر معقول» در فهم ما از حقوق بشر چه نقشی ایفا می کند؟ آیا توجیه نظری حقوق بشر باید متکی و مبتنی بر آموزه های جامع سکولار یا دینی خاصی باشد؟ چه برداشتی (conception) از حقوق بشر می تواند از سوی سنت های اخلاقی و دینی گوناگون مورد تصدیق قرار گیرد؟ و آیا حقوق بشر مستلزم دموکراسی است؟ مقاله حاضر، با استناد و بهره جستن از تفسیر جان رالز از مفهوم حقوق بشر به بررسی پرسش های مذکور می پردازد. در کتاب قانون ملل، رالز کوشیده است تا مبانی لیبرالیسم سیاسی اش را بر نظام هنجاری جهانی اطلاق کند که مبتنی بر اصولی چند، از جمله تفسیر خاصی از حقوق بشر است. این قرائت از حقوق بشر بر مبنای معیار عضویت و همچنین مقبولیت decency)) و کنکاش درماهیت نظام سلسله مراتبی مقبول صورت گرفته است. هر جامعه ای که مطابق با اصول عدالت مبتنی بر منافع عمومی پی ریزی شده باشد لیبرال یا غیر لیبرال حقوق بشر را تضمین و تامین خواهد کرد.بر وفق نظریه رالز، مفهوم عدالت )به معنای لیبرال دموکراتیک( عام تر از مفهوم حقوق بشر است. به بیان دیگر، معیار مشروعیت نظام سیاسی محدودتر از معیار عدالت است: تحقق عدالت لیبرالی به یک نظام دموکراتیک وابسته است اما تامین حقوق بشر خاص لیبرال دموکراسی نیست، بلکه هر نوع نظام سیاسی مشروع و مقبول باید متکفّل و متضمّن آن باشد. در نظریه های رایج در فضای آکادمیک و روشن فکری در باب حقوق بشر، غالباً تمایز مذکور نادیده گرفته می شود. در جامعه ما نیز اغلب روشنفکران رویکرد حداکثری به حقوق بشر دارند و آراء و اظهاراتی که پیرامون ناسازگاری حقوق بشر و دین ابراز می شود، عمدتاً محصول همین رویکرد است. رالز با ارائه برداشتی خود بنیاد از حقوق بشر استدلال می کند که در جهان جدید که آمیخته از سنت های اخلاقی - دینی معقول و متفاوت است، چنین برداشتی می تواند از سوی پیروان آنها تصدیق و تایید شود و ازاین رو، اجماع همپوشان جهانی در باب حقوق بشر شکل می گیرد. تفسیر رالز از حقوق بشر می تواند موانع غیرضروری برای سازگاری میان دین و حقوق بشر را از میان بردارد.
کلیدواژه جان رالز، نظام هنجاری جهانی، حقوق بشر بمعنی الاخص، واقعیت تکثر معقول، اجماع همپوشان، اسلام معاصر، نظام سلسله مراتبی مقبول
آدرس , ایران
پست الکترونیکی hhoushmand@gmail.com
 
   Human Rights, Religion, and Decent Hierarchical Societies: A Rawlsian Analysis  
   
Authors Houshmand Hussein
Abstract    Global society is characterized by its philosophical, ethical and religious disagreements. What are the implications of the doctrinal conflict for the understanding of a conception of human rights? In this paper, I briefly explain John Rawls’ conception of human rights, which is distinct from and narrower than his conception of justice (i.e., justice as fairness). Rawls conceives human rights as minimal, but necessary requirements of justice – although not sufficient from a liberal point of view –that can be satisfied by various political systems. Rawls argues that human rights are common to all peoples, since they are compatible with all reasonable political morality, including those of both “liberal” and “decent hierarchical” peoples. The central idea of Rawls’ account is that, a conception of human rights suitable for a pluralistic world must be independent from controversial philosophical, ethical or religious doctrines. Such a conception must serve as the object of an overlapping consensus among different ethical and religious traditions; each may offer the different lines of argument.
Keywords
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved