نظریه نسبیت در حقوق شهروندی و حقوق طبیعی بشر
|
|
|
|
|
|
|
|
نویسنده
|
جاوید محمدجواد
|
|
منبع
|
حقوق بشر - 1392 - دوره : 8 - شماره : 1-2 - صفحه:59 -84
|
|
چکیده
|
انسانشناسی حقوق طبیعی بشر و روانشناسی آن میتوانند همسو باشند. چرا که حقوق انسانی به دو بعد ثابت و متغیر قابل تقسیم است که هر دوی این قسم در تاسیس حقوق بشر و شهروندی شریکند؛ اما آن بخشی از حقوق آدمی که در جمع هویت یافته و صیقل میخورد در گذر زمان و مکان ثابت نیست و هر جامعهای مبتنی بر اولویتهای سعادت جمعی خویش میتواند عناصری را بر دیگری ترجیح دهد که لزوماً نه تعمیمپذیر است و نه تجربهپذیر؛ و از جامعهای به دیگری ممکن است متفاوت باشد. یگانه عنصر جاودانه در این حقوق، حقوق بنیادین بشری است که این حقوق هم در شرایط جمعی فقط قابل تحدید و تضییق است. این بیان، بنیان نظریه نسبیت در حقوق شهروندی در خصوص حقوق طبیعی بشر را تشکیل میدهد.
|
|
کلیدواژه
|
حقوق بشر، حقوق شهروندی، آزادی، دولت، اسلام، جامعه مدنی
|
|
آدرس
|
دانشگاه تهران, دانشکده حقوق و علوم سیاسی, ایران
|
|
پست الکترونیکی
|
jjavid@ut. ac. ir
|
|
|
|
|
|
|