>
Fa   |   Ar   |   En
   ارتباط بین پتانسیل التهابی رژیم غذایی و پوکی استخوان در زنان بزرگسال مازندرانی: نتایج مقطعی از مطالعه کوهورت طبری  
   
نویسنده موسی زاده محمود ,رمضانی آتنا ,سلطانی ساناز
منبع مجله دانشگاه علوم پزشكي مازندران - 1403 - دوره : 34 - شماره : 235 - صفحه:26 -37
چکیده    سابقه و هدف: پوکی استخوان یکی از نگرانی‏های اصلی بهداشت عمومی در سراسر جهان است که بار اقتصادی قابل توجهی را به سیستم بهداشت و درمان تحمیل می‏کند. التهاب مزمن می‏تواند بعنوان یکی از عوامل خطر احتمالی در پوکی استخوان و شکستگی نقش داشته باشد. همچنین مطالعات پیشین گزارش کرده‏اند که عوامل غذایی در کنترل و تعدیل التهاب موثر هستند. اخیراً نمایه‏ای به منظور تعیین پتانسیل التهابی رژیم غذایی (dietary inflammatory potential: dip) طراحی گردید که پتانسیل التهابی رژیم غذایی را در یک طیف پیوسته از ضدالتهابی تا پیش‌التهابی تخمین می‏زند. مطالعات محدودی در زمینه بررسی ارتباط بین پتانسیل التهابی رژیم غذایی و خطر پوکی استخوان در خاورمیانه موجود است. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط بین پتانسیل التهابی رژیم غذایی و خطر پوکی استخوان در جمعیت بزرگی از زنان بزرگسال ایرانی انجام شد.مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر به‏صورت مقطعی و با استفاده از اطلاعات پایه مطالعه کوهورت طبری (tabari cohort study: tcs)، انجام شد. اطلاعات غذایی شرکت‏کنندگان در مطالعه که شامل 5417 زن بزرگسال 70-35 ساله ساکن مازندران بودند، با استفاده از یک پرسشنامه بسامد خوراک معتبر نیمه کمی 119 آیتمی جمع‌آوری شد. پتانسیل التهابی رژیم غذایی با استفاده از روش پیشنهاد شده توسط shivappa و همکارانش محاسبه شد. اطلاعات مربوط به پوکی استخوان توسط روش خوداظهاری جمع آوری شد. اطلاعات مربوط به سایر متغیرها با استفاده از پرسشنامه‏های استاندارد جمع‌آوری گردید. آزمون‌ رگرسیون لجستیک باینری بهمنظور بررسی ارتباط بین dip و پوکی استخوان در مدل‌های خام و تعدیل‌شده مورد استفاده قرار گرفت.یافته‌ها: میانگین ± انحراف معیار سنی افراد شرکت کننده در مطالعه 14.9 ± 20.49 سال بود. شیوع پوکی استخوان در جمعیت مورد مطالعه 8.9درصد (529 نفر) بود. میانگین± انحراف معیار پتانسیل التهابی رژیم غذایی شرکت‏کنندگان در مطالعه 36.0± 29.2 بود. افرادی که در بالاترین چارک امتیاز dip  قرار داشتند نسبت به افراد در پایین‏ترین چارک امتیاز dip، سن و فعالیت فیزیکی بیش‏تری داشتند (001.0>p). هم‏چنین وضعیت اجتماعی- اقتصادی خیلی ضعیف و یائسگی در این افراد بیش‏تر از زنان در پایین‏ترین چارک امتیازdip  بود (001.0>p). در مدل خام، ارتباط معنی‏داری بین dip و خطر پوکی استخوان، یافت نشد (نسبت شانس: 91.1؛ فاصله اطمینان 95درصد:55.1-91.0). زمانی که این آنالیز برای سن و انرژی دریافتی تعدیل شد، ارتباط هم‏چنان غیرمعنی دار باقی ماند (نسبت شانس: 85.0؛ فاصله اطمینان 95درصد: 18.1-3.0). حتی پس از تعدیل بیشتر برای سایر عوامل مخدوشگر بالقوه، هم‏چنان این ارتباط غیرمعنی‏دار باقی ماند (خطر نسبی: 1.29؛ فاصله اطمینان 95درصد: 92.1-87.0). زمانی که این آنالیزها به تفکیک سن انجام شد، در زنان زیر 50 سال، چه در مدل خام (نسبت شانس: 46.1؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 68.2-80.0) و چه پس از تعدیل عوامل مخدوشگر احتمالی (نسبت شانس: 69.1؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 81.3-75.0)، ارتباط معنی‏داری بین dip و خطر پوکی استخوان، یافت نشد. نتایج مشابهی برای زنان بیش‏تر یا مساوی 50 سال به‏دست آمد. به این ترتیب که در مدل خام ارتباط معنی‏داری بین dip و پوکی استخوان مشاهده نگردید (نسبت شانس: 92.0؛ فاصله اطمینان 95درصد:25.1-68.0). حتی پس از تعدیل برای عوامل مخدوشگر بالقوه هم‏چنان این ارتباط غیرمعنی داری باقی ماند (خطر نسبی: 11.1؛ فاصله اطمینان 95 درصد: 73.1-71.0).استنتاج: در مطالعه کنونی در میان زنان بزرگسال، هیچ ارتباط معنی‏داری بین امتیاز dip و خطر پوکی استخوان چه در مدل خام و چه پس از کنترل عوامل مخدوشگر بالقوه، مشاهده نگردید. هم‏چنین پس از انجام آنالیز به تفکیک سن نیز هیچ روابط معنی‏داری بین dip و خطر پوکی استخوان چه در زنان کم‏تر از 50 سال و چه در زنان بیش‏تر یا مساوی 50 سال یافت نشد. مطالعات آینده‏نگر بیش‏تری به‏منظور شفاف‏ سازی این ارتباطات، مورد نیاز است. 
کلیدواژه پتانسیل التهابی رژیم غذایی، التهاب، پوکی استخوان، مطالعه کوهورت طبری، مطالعه مقطعی
آدرس دانشگاه علوم پزشکی مازندران, مرکز تحقیقات سرطان دستگاه گوارش، موسسه بیماری های غیر واگیر, ایران, دانشگاه علوم پزشکی مازندران, دانشکده بهداشت, گروه علوم تغذیه, ایران, دانشگاه علوم پزشکی مازندران, دانشکده بهداشت, گروه علوم تغذیه, ایران
پست الکترونیکی s.soltani@mazums.ac.ir
 
   the relationship between dietary inflammatory potential and osteoporosis in mazandaran adult women: cross-sectional results of the tabari cohort study  
   
Authors moosazadeh mahmood ,ramezani atena ,soltani sanaz
Abstract    background and purpose: osteoporosis is one of the main public health concerns worldwide, which imposes a significant economic burden on the healthcare system. chronic inflammation might play a role as one of the possible risk factors for osteoporosis and fractures. also, previous studies have reported that dietary factors are effective in controlling and modulating inflammation. recently, an index was designed to determine the dietary inflammatory potential (dip), which estimates the inflammatory potential of diet on a continuous spectrum from anti-inflammatory to pro-inflammatory. there are limited studies investigating the relationship between dietary inflammatory potential (dip) and the risk of osteoporosis in the middle east. the present study aimed to explore the relationship between dip and the risk of osteoporosis in a large population of iranian adult women.materials and methods: this study was conducted cross-sectionally using the basic data of the tabari cohort study (tcs). dietary information of study participants, which included 5417 adult women aged 35-70 living in mazandaran, was collected using a validated semi-quantitative 119-item food frequency questionnaire. dietary inflammatory potential was calculated using the method proposed by shivappa et al. data on osteoporosis was collected using the self-report method. information on other variables was collected using standard questionnaires. a binary logistic regression test was used to assess the relationship between dip and osteoporosis in crude and adjusted models.results: the mean ± standard deviation of the age of the study participants was 49.20±9.14 years. the prevalence of osteoporosis in the participants was 9.8% (n=529). the mean±standard deviation dietary inflammatory potential of the study participants was 2.29±0.36. individuals who were in the highest quartile of the dip score were older and had higher physical activity than those in the lowest quartile of the dip score (p<0.001). moreover, the poor socio-economic status and menopause in these subjects were greater than women in the lowest quartile of the dip score (p<0.001). in the crude model, no significant relationship was found between dip and the risk of osteoporosis (or: 1.19; 95% ci: 0.91-1.55). when this analysis was adjusted for age and energy intake, the association remained non-significant (or: 0.85; 95% ci: 0.62-1.18). even after further adjustment for other potential confounding factors, this association remained non-significant (or: 1.29; 95% ci: 0.87-1.92). when these analyses were done stratified by age, in women under 50 years of age, no significant relationship was found between dip and risk of osteoporosis either in the crude model (or: 1.46; 95% ci: 0.80-2.68) or after adjusting for possible confounding factors (or: 1.69; 95% ci: 0.75-3.81). similar results were obtained for women over or equal to 50 years. so no significant association was observed between dip and osteoporosis in the crude model (or: 0.92; 95% ci: 0.68-1.25). even after adjusting for potential confounders, this association remained non-significant (or: 1.11; 95% ci: 0.71-1.73).conclusion: in the current study among adult women, no significant association was observed between dip score and the risk of osteoporosis neither in the crude model nor after controlling for potential confounders. in addition, after stratified analysis by age, no significant relationship was found between dip and the risk of osteoporosis either in women under 50 years or in women over or equal to 50 years. further prospective studies are required to elucidate these associations. 
Keywords dietary inflammatory potential ,inflammation ,osteoporosis ,tabari cohort study ,cross-sectional
 
 

Copyright 2023
Islamic World Science Citation Center
All Rights Reserved