مرزشکنی روایی در داستانهای ایرانی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
قاسمیپور قدرت
|
منبع
|
متن پژوهي ادبي - 1395 - دوره : 20 - شماره : 67 - صفحه:127 -145
|
چکیده
|
در این مقاله به تعریف و دستهبندی مرزشکنی روایی و جایگاه آن در داستانهای فارسی پرداخته میشود. مرزشکنی روایی عبارت است از آمیختن سطوح گوناگون روایت که به موجب آن ممکن است نویسنده وارد لایۀ زیرین یا سطح داستان شود و با شخصیّتها به گفتگو بنشیند، یا اینکه خود نیز وارد ماجرای داستان شود. همچنین ممکن است شخصیّتها از سطح داستانی مربوط به خود بیرون بیایند و وارد جهان مخاطب، نویسنده و راوی شوند. این تمهید داستانی در متون روایی پسامدرنیتهای رواج دارد که موسوم به روایتهای فرادستانی هم هستند. مرزشکنی روایی انواع و اقسامی دارد که میتوان چهار گونۀ عمدۀ آن را بدین قرار برشمرد: 1ـ مرزشکنی نزولی که به موجب آن نویسنده وارد سطح «داستان» میشود و ممکن است با شخصیّتها همکنش شود. 2ـ مرزشکنی صعودی که برحسب آن شخصیّتها ممکن است از سطح داستانی خود خارج شوند و وارد سطح راوی و نویسنده شوند. 3ـ مرزشکنیِ هستیشناسی که بر مبنای آن نویسنده، راوی، روایتگیر یا شخصیّت «انگار» به گونهای «واقعی» وارد سطوح زیرین یا زبرین میشوند. 4ـ مرزشکنی بلاغی که به موجب آن نویسنده یا شخصیّت فقط نگاهی کوتاه به درون دیگر سطوح میاندازند و یا اینکه با قطع جریان روایت، اتّصال کوتاهی با سطوح متناظر ایجاد میکنند. این تمهید در برخی متون داستانی فارسی، پیش از اینکه در منابع روایتشناسی و نقد ادبیِ به زبان فارسی مطرح شود، به کار رفته است. رمان«کولی کنار آتش»، داستانهای کوتاه «آخرین شب، آخرین پلکان» و «خفّاشه» بر مبنای مرزشکنی نزولی و هستیشناختی پیش رفتهاند. در رمانِ «دل فولاد» و داستان کوتاه «دوباره از همان خیابانها» تمهید مرزشکنی صعودی و هستیشناختی به کار رفته است. در داستانهای کوتاه «مردی که برنگشت» و «انتخاب» و رمان «رود راوی» شاهد مرزشکنیِ بلاغی و اتّصال کوتاه هستیم.
|
کلیدواژه
|
نقد ادبی، روایتشناسی، داستان معاصر ایرانی، انواع مرزشکنی روایی
|
آدرس
|
دانشگاه شهید چمران اهواز, ایران
|
|
|
|
|
|
|