|
|
بازتاب اندیشه صوفیانه در داستان جمشید و خورشید
|
|
|
|
|
نویسنده
|
میرهاشمی مرتضی
|
منبع
|
متن پژوهي ادبي - 1394 - دوره : 19 - شماره : 66 - صفحه:153 -169
|
چکیده
|
«جمشید و خورشید» یکی از منظومههای داستانی از نوع نظیرههاست. سلمان ساوجی، از گویندگان قرن هشتم، این داستان را در سال 736 هحری قمری و در 2988 بیت به رشته نظم در آورده است و به سلطان اویس ایلکانی تقدیم کرده است. این داستان اگرچه داستانی عاشقانه است و شباهتهای زیادی هم با داستانهای منظوم عاشقانه پیش از سلمان دارد، امّا شیوه پرداختن شاعر به آن به گونهای است که میتوان چنین استنباط کرد که سلمان در این منظومه به دنبال آن است تا با درآمیختن عناصری از تصّوف با داستان عاشقانه خود، آن را از شکل یک اثر تقلیدی صرف بیرون آورد و آب و رنگی از نوآوری بدان ببخشد. از این رو، مثلاً مهراب که از شخصیّتهای تاثیرگذار در داستان است، بیش از آنکه یک ندیم برای جمشید باشد، چنانکه در داستانهای عاشقانه میبینیم، تا حدّ زیادی خواننده را به یاد پیر طریقت در رهنمونی سالک برای رسیدن به معرفت میاندازد. شخصیّت جمشید و رفتارهای وی نیز در این منظومه غالباً حاکی از آن است که سراینده داستان در پی آن بوده تا او را در جایگاه سالکی قرار دهد که به دنبال رسیدن به خورشید است؛ خورشیدی که از آن میتوان به «خورشید معرفت» تعبیر کرد. سرانجام هم در پی مجاهدتهای پیاپی و گذشتن از موانع متعدّد که یادآور هفت وادی سیر و سلوک است، به مقصود غایی خویش از این سفر پرفراز و نشیب عشق دست مییابد. در این نوشتار بر آنیم تا شواهد گوناگونی را که بیانگر تاثیرپذیری شاعر از برخی اندیشههای صوفیّه است، مورد بررسی قرار دهیم.
|
کلیدواژه
|
سلمان، جمشید، خورشید، اندیشه صوفیّه
|
آدرس
|
دانشگاه خوارزمی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Reflection of Sufist Thoughts in the Lyric Poem of Jamshid O Khorshid
|
|
|
Authors
|
Mirhashemi Seyyed Morteza
|
Abstract
|
Jamshid o Khorshid is written in one Iranian literary genre known as quot;versified lyric storyquot;. This lyric story was written by Salman Savoji, a writer of the 14th century AD, and was offered to the Ilkani Sultan Oveis. Although Salman Savoji, to a great extent, has followed the literary style of the previous lyric stories within the same genre, his work cannot be considered a mere imitation of them. It seems that he has mixed some elements of mysticism and versified lyric stories in an innovative manner. Due to this innovation, for example, Mehrab, as an influential character in the story, acts more like a mystical guide (Pir) to help the wayfarers (Morids) to achieve the truth, rather than being a courtier (Nadim) to Jamshid. In addition, Jamshid himself seems more like a wayfarer in pursuit of Khorshid which is a symbol for knowledge. Overcoming numerous obstacles which remind us of the seven valleys of love, Jamshid finally achieves his main goal. This paper aims at presenting various pieces of evidence to show that Savoji has been extensively affected by Sufist thoughts while writing his story.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|