|
|
مقایسه عناصر روستایی در جای خالی سلوچ محمود دولتآبادی و صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز بر اساس مولفههای ادبیات اقلیمی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
خورشیدی حسین ,فهیمی رضا ,حیدری رضا
|
منبع
|
متن پژوهي ادبي - 1402 - دوره : 27 - شماره : 97 - صفحه:235 -267
|
چکیده
|
محمود دولتآبادی از جمله نویسندگان خطۀ خراسان است که آثار داستانی خود را با ویژگیهای اقلیمی و به ویژه مولفههای روستایی پدید آورده است. گابریل گارسیا مارکز نیز در آمریکای جنوبی از نویسندگانی است که دارای آثاری خاص با ویژگیهای منحصر به فرد است. در این پژوهش، رمان جای خالی سلوچ و صد سال تنهایی با روش توصیفی – تحلیلی و تطبیقی از جهت تفاوتها و تشابهات ادبیات اقلیمی با هم مقایسه شدهاند. با وجود تفاوتهای زیادی که میان نحوه پرداختن این دو نویسنده به این مضامین وجود دارد در این دو رمان در حوزه ویژگیهای اقلیمی روستاها تشابهاتی دیده میشود که بیشتر سبک زندگی روستایی، موقعیت دهکده و خانهها، نزدیکی به طبیعت بکر، دوری از زندگی تجملی و برخی شرایط زندگی که سادگی و ابتدایی بودن احتیاجات را شامل میشود. تفاوتهای این دو رمان در حوزه فرهنگ و اوضاع اجتماعی بروز میکند. دولتآبادی محیطی کاملاً روستایی را به تصویر کشیده که همه ویژگیهای روستا را در آن میتوان دید و هدفش نشان دادن مشکلات روستائیان در دهه چهل ایران و نحوه تعامل مردم با آن بوده است، اما مارکز با هدف نشان دادن چگونگی تبدیل یک دهکده به شهری بزرگ و پیشرفته، ماکوندو را پدید آورده و کمتر به ویژگیهای روستایی آن پرداخته است و بیشتر آداب و رسوم و باورهای مردم آمریکای جنوبی را به عنوان شرایط اقلیمی نشان داده است.
|
کلیدواژه
|
گابریل گارسیا مارکز، ادبیات اقلیمی، محمود دولتآبادی
|
آدرس
|
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران, دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه, گروه زبان و ادبیات فارسی, ایران
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
the study and comparison of domesticism in the works of mahmoud dolatabadi and gabriel garcia marquez
|
|
|
Authors
|
khorshidi hossein ,fahimi reza ,heidari reza
|
Abstract
|
climate literature is a type of literature that is an outcome of climatic and geographical conditions. climate literature, in iran, contains a number of branches including the climate literature of the south (the school of khouzestan), the climate literature of the north (the school of gilan), isfahan’s climate literature (the school of isfahan), khorasan’s climate literature (the school of khorasan) and rural literature. it is essential to remind that these schools usually find their meanings through fiction. an important part of climate literature is rural literature. the cultural and social developments of the 40s (land reform, arguments on westernism, and the need to return to the simple and traditional way of rural life) made the authors take a new look at rural problems and led to a new approach which was entitled as rural literature. rural literature started seriously with the monographs of jalal aleahmad and gholamhossein saedi, but gholamhossein saedi was the actual leader of rural literature in iran. most of his stories have a rural theme. azadaran-e-bayal, toop and tars-o-larz gain their themes from his journeys and research throughout different parts of iran. another one of such active authors is mahmoud dolatabadi. although paying attention to rural issues especially the ones of the rural parts of azerbaijan is seen in the works of samad behrangi and amin faqiri, the extensive and focal aspect of this type of literature has revealed its echos in numerous works of mahmoud dolatabadi.
|
Keywords
|
garcia marquez ,rural literature ,dolatabadi
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|