|
|
ماهیت تصوف و زبان آن از دیدگاه مولانا در مثنوی
|
|
|
|
|
نویسنده
|
سیف عبدالرضا ,ولی یاری اسکندری علیرضا
|
منبع
|
متن پژوهي ادبي - 1398 - دوره : 23 - شماره : 79 - صفحه:77 -101
|
چکیده
|
این پژوهش در بررسی و نقد دیدگاه شفیعی کدکنی درباره عرفان و زبان آن به نگارش درآمدهاست. در این دیدگاه، عرفان نگاه هنری به دین و زبان آن، زبان شعر و مطابق تقسیمبندی آ.آر ریچاردز، ناقد ادبی، زبانی عاطفی و فاقد صدق و کذب منطقی در مقابل زبان ارجاعی، و قابل صدق وکذب در علوم تجربی تلقی شدهاست. طبق بررسی انجامشده در این پژوهش که با تحلیل محتوای ابیات مثنوی و شیوه بیان مولانا در بیان عناصر اصلی عرفان اسلامی صورت گرفته، تصوف جز در چهارچوب مقوله معرفتشناسی تبیینپذیر نیست. در دیدگاه مولانا، تصوف نگاه و ماهیت معرفتی دارد که معیار در آن، برخلاف نگاه هنری، حقیقت است نه زیبایی، و زبان گزارههای آن معرفتی و بعضاً معرفتی عاطفی می باشد و نیز ملاک صدق درآنها، برخلاف دیدگاه مذکور، نه درونی و از سنخ «صدق هنری»، بلکه بیرونی و منطقی است. بهعلاوه، تصوف برخلاف هنر که به علت منش ارتباطی، وابسته به زبان است، به زبان وابسته نیست. ازاینرو، عارف سرانجام، خاموشی را ترجیح میدهد.
|
کلیدواژه
|
تصوف، نگاه هنری، نگاه معرفتی، زبان ارجاعی، زبان عاطفی.
|
آدرس
|
دانشگاه تهران, ایران, دانشگاه تهران, ایران
|
پست الکترونیکی
|
alireza.eskandari1339@gmail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
The Nature of Sufism and Its Language from the Point of View of Rumi in Masnavi
|
|
|
Authors
|
Saif Abdul Reza ,Valiyari Eskandari Alireza
|
Abstract
|
This research has been written in the review and critique of Shafiei Kadkani’s views on mysticism and its language. In this view, mysticism is an artistic look to religion, and its language is poetry, and according to I.A Richards’s classification, the literary critic, it is an emotional language, and it is a language without logic truth and false, and in contrast to the referential language, versus reference language, are considered to be a valid and empirical science and in other words, it can be acknowledged and denied, as in the experimental sciences. According to a study carried out in this study, which analyzes the content of Masnavi’s verses and Rumi’s way of expressing of the main elements of Islamic mysticism, Sufism cannot be explained except in the context of epistemology. In Rumi’s view, Sufism has a look and an epistemic nature that its criterion, unlike the artistic look, is truth, not beauty, and the language of its propositions is epistemic and sometimes epistemic emotional and the criterion of truth in these, It is not an intrinsic and honest artistic type, but it is of an external and logical kind. In addition, Sufism, unlike art, which is tied to language due to communication, is not affiliated with language. Therefore, the mystic eventually prefers silence.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|