|
|
مطالعۀ تطبیقی تقابل و هدف در طنزهای گلستان و مثنوی (با تکیه بر نظریۀ عمومی طنز کلامی)
|
|
|
|
|
نویسنده
|
جابری اردکانی ناصر ,حسینی اسما
|
منبع
|
متن پژوهي ادبي - 1398 - دوره : 23 - شماره : 80 - صفحه:228 -203
|
چکیده
|
طنز یکی از شاخصههای مهم گلستان و مثنوی است. در این پژوهش، فرضیه مبتنی بر تاثیر تقابل بر هدف و تفاوت هدف طنز در دو اثر مورد بررسی است. پرسش تحقیق این است که تقابل چه تاثیری بر هدف میگذارد و چه رابطهای میان این دو وجود دارد. هدف تحقیق در وهله اول، مطالعه تطبیقی طنز در دو اثر مهم و نیز بیان رابطه تقابل با هدف و تبیین تاثیر جهانبینی بر اهداف طنز است. روش مطالعه، تطبیقی تحلیلی و مبتنی بر استخراج «تقابل انگاره» و «هدف»، دستهبندی این دو متغیر و تحلیل نتایج است. این مطالعه نشان میدهد که تقابل انگاره و هدف در شبیهترین حکایات نیز متفاوت است و در مثنوی، گاهی تناقض اهداف نیز دیده میشود. در گلستان، غالباً تقابلِ دو انگاره بر اساس مقابله و برخورد با شخصیت منفی شکل میگیرد و در مثنوی، با رسوایی و افشای شخصیت منفی، اولی مبتنی بر واقعگرایی و دومی مبتنی بر آرمانگرایی و نگاه ایدئولوژیک است. بر این اساس، میتوان طنز سعدی را نجاتبخش و راهگشا، و طنز مولانا را آگاهیبخش و در عین حال، افشاگر و رسواکننده توصیف کرد. طنز سعدی بر اساس بنیاد فکری او در موضوعاتی مانند تدبیر منزل، تهذیب نَفْس و سیاست مدن که زیرشاخههای حکمت عملی هستند، تفکیکپذیر است و طنز مولانا در موضوعاتی مانند نقد اشتباه، تظاهر، قیاس، تقلید و برتری دادن به نمادهای آگاهی چنین است. بنابراین، طنز سعدی شیوهای برای درست زیستن و طنز مولانا روشی برای اصلاح یا جهتدهی به ذهن و اندیشه است.
|
کلیدواژه
|
سعدی، مولوی، طنز، تقابل انگاره، هدف
|
آدرس
|
دانشگاه خلیج فارس, ایران, دانشگاه خلیج فارس, ایران
|
پست الکترونیکی
|
hosseini.simin@ymail.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
Contrastive Study of Script Opposition and Target inSatires of Golestan and Masnavi (with Emphasis on the General Theory of Verbal Satire)
|
|
|
Authors
|
Jaberi Ardakani Seyyed Naser ,Hosseini Asma
|
Abstract
|
Satire is one of the main features of both Golestan and Masnavi. The research hypothesis is that the script opposition of idea affects the target and worldview affects script opposition of the idea and target. The primary target of this research is to study contrastively satires contained into two prominent works and then expressing the relationship between idea script opposition with target and explaining the effects of worldview on targets sought in satires. The research method is contrastive descriptive based on the general theory of verbal satire together with extracting idea script opposition and target, classifying these two variables and analyzing results. This research indicates that idea script opposition and target are different even in the most similar satires in Golestan and Masnavi. In Golestan, the script opposition of two ideas is formed by confrontation and dealing with the negative character while it is formed with scandal and revealing of the negative character in Masnavi. The first is based on Saadi’s realism and the second is based on Rumi’s ideological and idealistic attitudes. Based on what said, it is justified to consider Saadi’s satire as saving and facilitator and Rumi’s as informing as well as revealing and scandalous. Saadi’s satire can be distinguished based on his intellectual foundation in subjects including household management, selfpurification and civil politics that are sub classified in practical wisdom. Rumi’s satire is distinguished in subjects including potential failures criticism, ostentation criticism and comparing and imitating and prioritizing knowledge symbols.
|
Keywords
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|